worrying

[ایالات متحده]/'wʌrɪɪŋ/
[بریتانیا]/'wɝɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجادکننده اضطراب یا نگرانی
v. احساس اضطراب یا نگرانی کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریworrying
جمعworryings

جملات نمونه

a dog worrying a bone.

یک سگ که در حال نگران کردن یک استخوان است.

The dog was worrying sheep.

سگ در حال نگران کردن گوسفندان بود.

What profit is there in worrying?

نگران بودن چه سودی دارد؟

worrying about your health

نگرانی در مورد سلامتی خود

She is worrying the problem out.

او در حال حل مشکل است.

The scarcity of skilled workers is worrying the government.

کمی نیروی کار ماهر باعث نگرانی دولت شده است.

she was worrying herself sick about Mike.

او به شدت نگران مایک بود.

I found my dog contentedly worrying a bone.

من سگ خود را با خوشحالی مشغول جویدن استخوان دیدم.

worrying the loose tooth with his tongue.

نگرانی دندان لق با زبانش.

The proportion of imports to exports is worrying the government.

نسبت واردات به صادرات دولت را نگران می کند.

She is always worrying about little things.

او همیشه در مورد مسائل کوچک نگران است.

I could see the dog in the garden, worrying at a bone.

من می توانستم سگ را در باغ ببینم که در حال نگران کردن یک استخوان است.

worrying stories leaked out .

داستان های نگران کننده فاش شد.

I really let him have it for worrying me so much.

من واقعاً به او گفتم که به خاطر نگران کردن من خیلی زیاد عصبانی هستم.

Worrying about business spoiled our evening.

نگرانی در مورد کسب و کار غروب ما را خراب کرد.

I've been worrying myself sick over my mother.

من به شدت نگران مادرم هستم.

A long period of worrying led to her nervous prostration.

یک دوره طولانی نگرانی منجر به ضعف عصبی او شد.

If something is worrying you, get it off your chest.

اگر چیزی شما را نگران می کند، آن را از دل خود بیرون کنید.

4.When he is worrying about taking the baggage the hamaul is coming.

وقتی او نگران حمل بار است، حمل کننده در حال رسیدن است.

Tell us what's worrying you; don't bottle it up!

به ما بگویید چه چیزی شما را نگران می کند؛ آن را در خود نگه ندارید!

نمونه‌های واقعی

More worrying still are longer-lasting phenomena.

هنوز نگران کننده تر، پدیده های طولانی تر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

Okay, look, maybe we're worrying for no reason.

باشه، نگاه کن، شاید بی دلیل نگران هستیم.

منبع: The Best Mom

I got my own problems to be worrying about.

من مشکلات خودم را برای نگرانی دارم.

منبع: Go blank axis version

There isn't anything else worrying you, is there, Mr Andrews?

آیا چیز دیگری وجود دارد که شما را نگران کند، آقای اندرو؟

منبع: IELTS Listening

MPs see worrying parallels with Pfizer's past acquisitions.

نمایندگان پارلمان، ارتباطات نگران کننده ای با اکتساب های گذشته Pfizer می بینند.

منبع: The Economist (Summary)

The European Union has described recent event in Turkey as extremely worrying.

اتحادیه اروپا رویدادهای اخیر در ترکیه را بسیار نگران کننده توصیف کرده است.

منبع: BBC Listening Collection November 2016

And what I mean by that is we could be worrying.

و منظورم از آن این است که ممکن است نگران باشیم.

منبع: Harvard Business Review

She said she has seen " worrying announcements" in the last year.

او گفت که در سال گذشته "اعلامیه های نگران کننده" دیده است.

منبع: This month VOA Special English

The economic cost of the shutdown is now what we are really worrying about.

هزینه اقتصادی خاموش شدن اکنون چیزی است که واقعاً نگران هستیم.

منبع: VOA Daily Standard August 2020 Collection

But almost all of these have been delayed. So the situation is really worrying.

اما تقریباً همه این موارد به تعویق افتاده است. بنابراین وضعیت واقعاً نگران کننده است.

منبع: NPR News June 2020 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید