worsenings

[ایالات متحده]/ˈwɜːsənɪŋz/
[بریتانیا]/ˈwɜrsənɪŋz/

ترجمه

n. روند یا وضعیت بدتر شدن
adj. به طور فزاینده‌ای بدتر شدن
v. عمل بدتر کردن (شکل حال استمراری بدتر شدن)

عبارات و ترکیب‌ها

worsenings observed

مشاهدات تشدید

worsenings reported

گزارش‌های تشدید

worsenings noted

تشدیدهای مورد توجه

worsenings detected

تشدیدهای شناسایی شده

worsenings increasing

تشدیدها در حال افزایش

worsenings occurring

تشدیدها در حال وقوع

worsenings anticipated

تشدیدهای پیش‌بینی شده

worsenings assessed

تشدیدهای ارزیابی شده

worsenings analyzed

تشدیدهای تجزیه و تحلیل شده

worsenings explained

تشدیدهای توضیح داده شده

جملات نمونه

the worsening of the situation has alarmed many experts.

تشدید وضعیت، بسیاری از کارشناسان را نگران کرده است.

they are concerned about the worsening air quality.

آنها در مورد کاهش کیفیت هوای رو به وخامت نگران هستند.

worsenings in health can often be prevented with early intervention.

تشدید وضعیت سلامتی اغلب می‌توانند با مداخله زودهنگام پیشگیری شوند.

the report highlighted the worsening economic conditions.

گزارش شرایط اقتصادی رو به وخامت را برجسته کرد.

worsenings in the weather can disrupt travel plans.

تشدید وضعیت آب و هوا می‌تواند برنامه‌های سفر را مختل کند.

she noticed the worsening symptoms of her illness.

او متوجه شد که علائم بیماری‌اش رو به وخامت است.

the community is facing worsening crime rates.

جامعه با افزایش نرخ جرم و جنایت روبرو است.

worsenings in relationships can lead to misunderstandings.

تشدید روابط می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

they are working to address the worsening infrastructure issues.

آنها در تلاشند تا مشکلات زیرساختی رو به وخامت را برطرف کنند.

worsenings in mental health require immediate attention.

تشدید سلامت روان نیاز به توجه فوری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید