avoid aggravations
از تشدید ناراحتیها اجتناب کنید
dealing with aggravations
رسیدگی به تشدید ناراحتیها
minor aggravations
تشدید ناراحتیهای جزئی
further aggravations
تشدید ناراحتیهای بیشتر
such aggravations
چنین تشدید ناراحتیهایی
prevent aggravations
از تشدید ناراحتیها جلوگیری کنید
causing aggravations
باعث تشدید ناراحتیها
despite aggravations
با وجود تشدید ناراحتیها
exacerbate aggravations
تشدید ناراحتیها را تشدید کنید
reduce aggravations
تشدید ناراحتیها را کاهش دهید
the constant delays caused numerous aggravations during the project.
تاخیرهای مداوم باعث ایجاد ناراحتیهای متعددی در طول پروژه شد.
dealing with customer complaints can be a source of daily aggravations.
رسیدگی به شکایات مشتریان میتواند منبع ناراحتیهای روزانه باشد.
he tried to ignore the minor aggravations of living in a busy city.
او سعی کرد ناراحتیهای جزئی زندگی در یک شهر شلوغ را نادیده بگیرد.
the traffic jams were a major aggravation on their commute to work.
ترافیک سنگین یک ناراحتی بزرگ در مسیر رفت و برگشت آنها به محل کار بود.
she expressed her aggravations about the slow internet speed.
او ناراحتیهای خود را در مورد سرعت اینترنت پایین ابراز کرد.
his constant interruptions were a significant aggravation to the speaker.
وقفه های مداوم او یک ناراحتی قابل توجه برای سخنران بود.
the noise from the construction site was a constant aggravation to the neighbors.
صدای ناشی از محل ساخت و ساز یک ناراحتی دائمی برای همسایگان بود.
she felt a wave of aggravations after the meeting went off track.
او پس از خارج شدن جلسه از مسیر اصلی، احساس موجی از ناراحتی کرد.
the bureaucratic processes presented several aggravations for the small business owner.
فرآیندهای اداری چندین ناراحتی را برای صاحب کسب و کار کوچک ایجاد کرد.
he voiced his aggravations regarding the unfair policies.
او ناراحتیهای خود را در مورد سیاستهای ناعادلانه ابراز کرد.
the unexpected expenses added to their existing aggravations.
هزینههای پیشبینینشده به ناراحتیهای موجود آنها اضافه شد.
avoid aggravations
از تشدید ناراحتیها اجتناب کنید
dealing with aggravations
رسیدگی به تشدید ناراحتیها
minor aggravations
تشدید ناراحتیهای جزئی
further aggravations
تشدید ناراحتیهای بیشتر
such aggravations
چنین تشدید ناراحتیهایی
prevent aggravations
از تشدید ناراحتیها جلوگیری کنید
causing aggravations
باعث تشدید ناراحتیها
despite aggravations
با وجود تشدید ناراحتیها
exacerbate aggravations
تشدید ناراحتیها را تشدید کنید
reduce aggravations
تشدید ناراحتیها را کاهش دهید
the constant delays caused numerous aggravations during the project.
تاخیرهای مداوم باعث ایجاد ناراحتیهای متعددی در طول پروژه شد.
dealing with customer complaints can be a source of daily aggravations.
رسیدگی به شکایات مشتریان میتواند منبع ناراحتیهای روزانه باشد.
he tried to ignore the minor aggravations of living in a busy city.
او سعی کرد ناراحتیهای جزئی زندگی در یک شهر شلوغ را نادیده بگیرد.
the traffic jams were a major aggravation on their commute to work.
ترافیک سنگین یک ناراحتی بزرگ در مسیر رفت و برگشت آنها به محل کار بود.
she expressed her aggravations about the slow internet speed.
او ناراحتیهای خود را در مورد سرعت اینترنت پایین ابراز کرد.
his constant interruptions were a significant aggravation to the speaker.
وقفه های مداوم او یک ناراحتی قابل توجه برای سخنران بود.
the noise from the construction site was a constant aggravation to the neighbors.
صدای ناشی از محل ساخت و ساز یک ناراحتی دائمی برای همسایگان بود.
she felt a wave of aggravations after the meeting went off track.
او پس از خارج شدن جلسه از مسیر اصلی، احساس موجی از ناراحتی کرد.
the bureaucratic processes presented several aggravations for the small business owner.
فرآیندهای اداری چندین ناراحتی را برای صاحب کسب و کار کوچک ایجاد کرد.
he voiced his aggravations regarding the unfair policies.
او ناراحتیهای خود را در مورد سیاستهای ناعادلانه ابراز کرد.
the unexpected expenses added to their existing aggravations.
هزینههای پیشبینینشده به ناراحتیهای موجود آنها اضافه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید