wrest

[ایالات متحده]/rest/
[بریتانیا]/rest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با زور پیچاندن; با زور گرفتن; تحریف کردن
n. یک پیچ یا یک چرخش
Word Forms
شکل سوم شخص مفردwrests
زمان گذشتهwrested
قسمت سوم فعلwrested
صفت یا فعل حال استمراریwresting
جمعwrests

عبارات و ترکیب‌ها

wrestle

کشیدن

wrestling match

مسابقه کشتی

wrestling championship

قهرمانی کشتی

wrestling techniques

تکنیک‌های کشتی

جملات نمونه

it is difficult to wrest oneself away.

جدا شدن از آن دشوار است.

to wrest the truth out of sb.

بیرون کشیدن حقیقت از کسی.

wrested the book out of his hands; wrested the islands from the settlers.

کتاب را از دست او بیرون کشید؛ جزایر را از دست مستعمره‌نشینان بیرون کشید.

wrest a living from the barren ground

یک زندگی از زمین باریک به دست آورید.

wrest from Nature her secrets

رازهای طبیعت را بیرون بکشید.

wrested power from the monarchy.

قدرت را از سلطنت بیرون کشید.

wrest the meaning from an obscure poem.

معنا را از یک شعر مبهم بیرون بکشید.

wrested the words out of context.

کلمات را از متن خارج کرد.

The usurper wrested the power from the king.

غاصب قدرت را از دست پادشاه گرفت.

The rebels tried to wrest control of the town from government forces.

شورشیان تلاش کردند تا کنترل شهر را از نیروهای دولتی بیرون بکشند.

The officer managed to wrest the gun from his grasp.

سرباز موفق شد تفنگ را از دستش بیرون بکشد.

Leila tried to wrest her arm from his hold.

لیلا تلاش کرد تا دستش را از دست او بیرون بکشد.

they wanted to allow people to wrest control of their lives from impersonal bureaucracies.

آنها می خواستند به مردم اجازه دهند کنترل زندگی خود را از بوروکراسی های غیرشخصی پس بگیرند.

you appear convinced of my guilt, and wrest every reply I have made.

به نظر می‌رسد که شما به گناه من متقاعد شده‌اید و به هر پاسخی که داده‌ام، پاسخ می‌دهید.

One of the hostages was foolhardy enough to try to wrest the gun from the hijacker's hand.

یکی از گروگان‌ها به طرز احمقانه ای تلاش کرد تا سلاح را از دست قاچاقچی بگیرد.

On Fantoma, the first dropships began disgorging the mining equipment that the Zentraedi would use to wrest monopole ore from the heavy-g world.

در فانتوما، اولین کشتی‌های فرود آمدند و شروع به تخلیه تجهیزات معدنی کردند که زنترادی از آن برای بیرون کشیدن سنگ معدن تک‌گانه از دنیای سنگین جی استفاده می‌کردند.

The amphitheater was a sealed off round structure. Swordplay, wresting, gladiatoral and other contests were held there.

فضای تئاتر یک ساختار گرد و بسته بود. مبارزه با شمشیر، کشتی‌گیری، گلادیاتوری و مسابقات دیگر در آنجا برگزار می‌شد.

نمونه‌های واقعی

To wriggle is to wrest about like a worm.

پیچ خوردن به این معناست که مانند کرم در هم و برهم بچرخید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

They managed to wrest control of everything in the townhouse.

آنها موفق شدند کنترل همه چیز را در خانه شهری به دست بگیرند.

منبع: English little tyrant

But the pound has rallied as British lawmakers this week wrested control over the Brexit timetable away from Johnson.

اما پوند تقویت شد زیرا قانونگذاران بریتانیایی این هفته کنترل جدول زمانی خروج از اتحادیه اروپا را از جانسون گرفتند.

منبع: VOA Daily Standard September 2019 Collection

Combined French and African forces have already wrested control of the main towns in northern Mali from rebel forces.

نیروهای مشترک فرانسه و آفریقا قبلاً کنترل شهرهای اصلی در شمال مالی را از گروه‌های شورشی به دست گرفته‌اند.

منبع: CRI Online February 2013 Collection

Local revolutionaries sought to wrest control of Madagascar from France's lingering colonial rule.

شورشیان محلی به دنبال به دست گرفتن کنترل ماداگاسکار از سلطه استعماری طولانی مدت فرانسه بودند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

What! hope to wrest this old man's living power from his own living hands?

چه! امیدوارید قدرت زندگی این مرد پیر را از دست خود او بگیرید؟

منبع: Moby-Dick

They were trying to wrest control of the town from an army dominated by former Seleka rebels.

آنها سعی می‌کردند کنترل شهر را از ارتشی که توسط شورشیان سابق سله‌کا تحت سلطه بود، به دست بگیرند.

منبع: BBC Listening Compilation October 2013

Azerbaijan is trying to wrest back territory seized from it by neighbouring Armenia after the collapse of the Soviet Union.

آذربایجان در تلاش است تا قلمرو تصرف شده توسط ارمنستان همسایه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را پس بگیرد.

منبع: The Economist (Summary)

The outlook for the euro-area economy is deteriorating fast, which augurs ill for attempts to wrest the finances of indebted countries under control.

نگاهی به اقتصاد منطقه یورو به سرعت در حال بدتر شدن است که برای تلاش برای کنترل امور مالی کشورهای بدهکار پیش‌بینی خوبی نیست.

منبع: The Economist - Technology

His wife wrested his knife away!

همسرش چاقوی او را از دستش گرفت!

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید