yap

[ایالات متحده]/jæp/
[بریتانیا]/jæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با صدای بلند پارس کردن؛ با هیجان صحبت کردن
vt. مزخرف گفتن
n. صدای پارس بلند؛ مزخرفات؛ احمق
Word Forms
جمعyaps
قسمت سوم فعلyapped
شکل سوم شخص مفردyaps
صفت یا فعل حال استمراریyapping
زمان گذشتهyapped

عبارات و ترکیب‌ها

yap dog

سگ یَپ

yap away

دور یَپ

جملات نمونه

The neighbors' dog likes to yap all day long.

سگِ همسایه‌ها دوست دارد تمام روز پارس کند.

Stop the constant yap and let's get to work.

پارسی را متوقف کنید و به کار بروید.

She can yap on the phone for hours without getting tired.

او می‌تواند ساعت‌ها با تلفن پارس کند بدون اینکه خسته شود.

Don't just yap about it, take action!

فقط در مورد آن پارس نکنید، اقدام کنید!

The politician's yap about change was met with skepticism.

اظهاراتِ سیاستمدار در مورد تغییرات با شک و تردید روبرو شد.

He tends to yap on and on without letting others speak.

او معمولاً بدون اجازه دادن به دیگران صحبت می‌کند و ادامه می‌دهد.

The little chihuahua loves to yap at strangers passing by.

چیهوا کوچک عاشق پارس کردن به غریبه‌هایی است که از کنارش عبور می‌کنند.

Stop the yap and let's focus on finding a solution.

پارسی را متوقف کنید و روی یافتن راه حل تمرکز کنیم.

She can yap about her favorite TV show for hours.

او می‌تواند ساعت‌ها در مورد برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌اش پارس کند.

Instead of yap, let's have a constructive discussion.

به جای پارس کردن، بیایید بحث سازنده ای داشته باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید