yawned loudly
خروار خروار
yawned widely
به طور گسترده
yawned softly
به آرامی
yawned again
باز هم
yawned slowly
به آرامی
yawned in boredom
از روی کسالت
yawned at me
در حالی که من را نگاه میکرد
yawned and stretched
خروار و کشید
yawned with sleep
در حالی که خواب بود
yawned through class
در طول کلاس
he yawned loudly during the meeting.
او در حین جلسه با صدای بلند آه کشید.
she yawned and stretched her arms.
او آه کشید و دست هایش را دراز کرد.
the baby yawned before falling asleep.
نوزاد قبل از به خواب رفتن آه کشید.
after a long day, he yawned and went to bed.
بعد از یک روز طولانی، او آه کشید و به رختخواب رفت.
she yawned, trying to hide her tiredness.
او آه کشید و سعی کرد خستگی خود را پنهان کند.
he yawned repeatedly during the lecture.
او در طول سخنرانی بارها آه کشید.
the dog yawned and curled up on the couch.
سگ آه کشید و روی مبل جمع شد.
feeling sleepy, she yawned and closed her eyes.
احساس خواب آلودگی کرد، او آه کشید و چشمانش را بست.
he yawned, signaling that it was time to leave.
او آه کشید و نشان داد که وقت رفتن است.
as the movie dragged on, many in the audience yawned.
همانطور که فیلم طولانی می شد، بسیاری از تماشاگران آه می کشیدند.
yawned loudly
خروار خروار
yawned widely
به طور گسترده
yawned softly
به آرامی
yawned again
باز هم
yawned slowly
به آرامی
yawned in boredom
از روی کسالت
yawned at me
در حالی که من را نگاه میکرد
yawned and stretched
خروار و کشید
yawned with sleep
در حالی که خواب بود
yawned through class
در طول کلاس
he yawned loudly during the meeting.
او در حین جلسه با صدای بلند آه کشید.
she yawned and stretched her arms.
او آه کشید و دست هایش را دراز کرد.
the baby yawned before falling asleep.
نوزاد قبل از به خواب رفتن آه کشید.
after a long day, he yawned and went to bed.
بعد از یک روز طولانی، او آه کشید و به رختخواب رفت.
she yawned, trying to hide her tiredness.
او آه کشید و سعی کرد خستگی خود را پنهان کند.
he yawned repeatedly during the lecture.
او در طول سخنرانی بارها آه کشید.
the dog yawned and curled up on the couch.
سگ آه کشید و روی مبل جمع شد.
feeling sleepy, she yawned and closed her eyes.
احساس خواب آلودگی کرد، او آه کشید و چشمانش را بست.
he yawned, signaling that it was time to leave.
او آه کشید و نشان داد که وقت رفتن است.
as the movie dragged on, many in the audience yawned.
همانطور که فیلم طولانی می شد، بسیاری از تماشاگران آه می کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید