yawned

[ایالات متحده]/jɔːnd/
[بریتانیا]/jɔnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی خمیازه کشیدن؛ به طور وسیع باز کردن؛ تقسیم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

yawned loudly

خروار خروار

yawned widely

به طور گسترده

yawned softly

به آرامی

yawned again

باز هم

yawned slowly

به آرامی

yawned in boredom

از روی کسالت

yawned at me

در حالی که من را نگاه می‌کرد

yawned and stretched

خروار و کشید

yawned with sleep

در حالی که خواب بود

yawned through class

در طول کلاس

جملات نمونه

he yawned loudly during the meeting.

او در حین جلسه با صدای بلند آه کشید.

she yawned and stretched her arms.

او آه کشید و دست هایش را دراز کرد.

the baby yawned before falling asleep.

نوزاد قبل از به خواب رفتن آه کشید.

after a long day, he yawned and went to bed.

بعد از یک روز طولانی، او آه کشید و به رختخواب رفت.

she yawned, trying to hide her tiredness.

او آه کشید و سعی کرد خستگی خود را پنهان کند.

he yawned repeatedly during the lecture.

او در طول سخنرانی بارها آه کشید.

the dog yawned and curled up on the couch.

سگ آه کشید و روی مبل جمع شد.

feeling sleepy, she yawned and closed her eyes.

احساس خواب آلودگی کرد، او آه کشید و چشمانش را بست.

he yawned, signaling that it was time to leave.

او آه کشید و نشان داد که وقت رفتن است.

as the movie dragged on, many in the audience yawned.

همانطور که فیلم طولانی می شد، بسیاری از تماشاگران آه می کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید