yearnings

[ایالات متحده]/ˈjɜːnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈjɜrnɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرزوی عمیق یا خواسته

عبارات و ترکیب‌ها

unfulfilled yearnings

اشتیاق‌های برآورده نشده

deep yearnings

اشتیاق‌های عمیق

yearnings for freedom

اشتیاق برای آزادی

silent yearnings

اشتیاق‌های خاموش

yearnings for love

اشتیاق برای عشق

yearnings within

اشتیاق‌های درونی

yearnings of youth

اشتیاق‌های جوانی

yearnings for adventure

اشتیاق برای ماجراجویی

yearnings for home

اشتیاق برای خانه

hidden yearnings

اشتیاق‌های پنهان

جملات نمونه

her yearnings for adventure led her to travel the world.

اشتیاق او برای ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.

he expressed his yearnings through his art.

او اشتیاق خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

the poet's yearnings were reflected in his verses.

اشتیاق شاعر در ابیات او منعکس شده بود.

yearnings for a better life can motivate people to change.

اشتیاق برای داشتن یک زندگی بهتر می تواند افراد را به تغییر ترغیب کند.

she often writes about her yearnings for love and acceptance.

او اغلب درباره اشتیاق خود برای عشق و پذیرش می نویسد.

his yearnings for freedom drove him to break the rules.

اشتیاق او برای آزادی او را به شکستن قوانین سوق داد.

yearnings for connection can lead to meaningful relationships.

اشتیاق برای ارتباط می تواند منجر به روابط معنادار شود.

she felt a deep yearning for her hometown.

او احساس اشتیاق عمیقی برای شهرش داشت.

his yearnings often kept him awake at night.

اشتیاق او اغلب او را تا دیروقت بیدار نگه می داشت.

yearnings for knowledge can inspire lifelong learning.

اشتیاق برای دانش می تواند الهام بخش یادگیری مادام العمر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید