| جمع | yellers |
yellow yeller
پرستار زرد
yelling yeller
پرستار در حال سرکشی
was yeller
پرستار بود
yeller's face
چهره پرستار
yeller dog
سگ پرستار
yeller jacket
جacket پرستار
yeller car
ماشین پرستار
yeller paint
رنگ پرستار
being yeller
بودن پرستار
yeller shirt
کت پرستار
the yeller on the team was surprisingly quiet today.
صداگر در تیم امروز به طور شگفتآوری ساکت بود.
he was a notorious yeller during the game.
او در طول بازی یک صداگر شایان توجه بود.
the coach warned the players not to be yellers on the field.
مربی به بازیکنان هشدار داد که در زمین بازی صداگر نباشند.
she's a natural yeller, always cheering everyone on.
او یک صداگر طبیعی است، همیشه به همه حمایت میکند.
the yeller's voice was hoarse after the long match.
صدا صداگر پس از بازی طولانی خشک شده بود.
we need to find a way to calm down the yeller in our team.
ما باید راهی برای آرام کردن صداگر در تیممان پیدا کنیم.
he's a constant yeller, even when things are going well.
او یک صداگر دائمی است، حتی وقتی که چیزها به خوبی پیش میرود.
the yeller's enthusiasm was infectious.
انگیزه صداگر بیمار کننده بود.
don't be a yeller; focus on your own game.
صداگر نشو؛ روی بازی خود تمرکز کن.
the crowd was a bunch of yellers, shouting and cheering.
جمهور گروهی از صداگرها بودند، در حال سر گیشادن و تشویق بودند.
he used to be a yeller, but he's matured over the years.
او یک صداگر بود، اما در طول سالها بزرگتر شده است.
yellow yeller
پرستار زرد
yelling yeller
پرستار در حال سرکشی
was yeller
پرستار بود
yeller's face
چهره پرستار
yeller dog
سگ پرستار
yeller jacket
جacket پرستار
yeller car
ماشین پرستار
yeller paint
رنگ پرستار
being yeller
بودن پرستار
yeller shirt
کت پرستار
the yeller on the team was surprisingly quiet today.
صداگر در تیم امروز به طور شگفتآوری ساکت بود.
he was a notorious yeller during the game.
او در طول بازی یک صداگر شایان توجه بود.
the coach warned the players not to be yellers on the field.
مربی به بازیکنان هشدار داد که در زمین بازی صداگر نباشند.
she's a natural yeller, always cheering everyone on.
او یک صداگر طبیعی است، همیشه به همه حمایت میکند.
the yeller's voice was hoarse after the long match.
صدا صداگر پس از بازی طولانی خشک شده بود.
we need to find a way to calm down the yeller in our team.
ما باید راهی برای آرام کردن صداگر در تیممان پیدا کنیم.
he's a constant yeller, even when things are going well.
او یک صداگر دائمی است، حتی وقتی که چیزها به خوبی پیش میرود.
the yeller's enthusiasm was infectious.
انگیزه صداگر بیمار کننده بود.
don't be a yeller; focus on your own game.
صداگر نشو؛ روی بازی خود تمرکز کن.
the crowd was a bunch of yellers, shouting and cheering.
جمهور گروهی از صداگرها بودند، در حال سر گیشادن و تشویق بودند.
he used to be a yeller, but he's matured over the years.
او یک صداگر بود، اما در طول سالها بزرگتر شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید