leaves

[ایالات متحده]/liːvz/
[بریتانیا]/liːvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از leave، به معنی رفتن از
n. جمع leaf، اشاره به بخش‌هایی از یک گیاه

عبارات و ترکیب‌ها

green leaves

برگ‌های سبز

falling leaves

برگ‌های ریخته شده

dry leaves

برگ‌های خشک

maple leaves

برگ‌های افرا

leaves rustling

خش‌خش برگ‌ها

leaves turning

برگ‌ها در حال تغییر رنگ

new leaves

برگ‌های تازه

leaves changing

برگ‌ها در حال تغییر

leaves falling

ریختن برگ‌ها

leaves sprouting

بیرون زدن برگ‌ها

جملات نمونه

the tree loses its leaves in autumn.

درخت برگ‌های خود را در پاییز از دست می‌دهد.

she leaves for work at 8 am every day.

او هر روز ساعت ۸ صبح برای کار به راه می‌افتد.

he leaves a lasting impression on everyone.

او تاثیر ماندگاری بر همه می‌گذارد.

the book leaves the reader wanting more.

کتاب باعث می‌شود خواننده بیشتر بخواهد.

they leave their worries behind during vacation.

آنها در طول تعطیلات نگرانی‌های خود را پشت سر می‌گذارند.

the wind rustles the leaves gently.

باد به آرامی برگ‌ها را تکان می‌دهد.

she leaves her mark in the art world.

او جایگاه خود را در دنیای هنر پیدا می‌کند.

he leaves the decision up to you.

او تصمیم را به شما واگذار می‌کند.

the teacher leaves notes for the students.

معلم یادداشت‌هایی برای دانش‌آموزان می‌گذارد.

as the sun sets, the leaves shimmer in the light.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، برگ‌ها در نور می‌درخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید