abetting

[ایالات متحده]/əˈbɛtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈbetɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vتشویق کردن یا کمک کردن به کسی برای انجام کاری نادرست یا غیرقانونی، اغلب به طور مخفیانه.
ntعمل تشویق کردن یا کمک کردن به کسی برای انجام کاری نادرست یا غیرقانونی.

جملات نمونه

the lawyer argued that the defendant was not abetting the crime.

وکیل استدلال کرد که متهم در حال مرتکب کردن جرم نبود.

he was accused of abetting his brother's illegal activities.

اتهام وارد بود که او در حال تسهیل فعالیت‌های غیرقانونی برادرش است.

the police are investigating whether anyone abetted the escape.

پلیس در حال بررسی است که آیا کسی در فرار نقش داشته است.

she was charged with abetting a terrorist attack.

او به اتهام تسهیل حمله تروریستی متهم شد.

the evidence suggests he was actively abetting the fraud.

شواهد نشان می‌دهد که او به طور فعال در حال تسهیل کلاهبرداری بوده است.

he denied abetting his friend's illegal gambling operation.

او انکار کرد که در حال تسهیل فعالیت‌های غیرقانونی قمار برادرش است.

the judge ruled that the defendant was not guilty of abetting the crime.

قاضی حکم کرد که متهم به اتهام تسهیل جرم گناهکار نیست.

abetting a criminal act can lead to serious consequences.

تسهیل یک عمل مجرمانه می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the prosecutor argued that the defendant was knowingly abetting the theft.

دادستان استدلال کرد که متهم از روی عمد در حال تسهیل سرقت بوده است.

it is important to understand the legal implications of abetting a crime.

درک پیامدهای قانونی تسهیل یک جرم مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید