abstainment

[ایالات متحده]/[əbˈsteɪɪnmənt]/
[بریتانیا]/[æbˈsteɪɪnmənt]/

ترجمه

n. حالت یا وضع خودداری کردن؛ خودداری کردن؛ رفتار از رای دادن در انتخابات.

عبارات و ترکیب‌ها

abstainment from alcohol

خودداری از الکل

promoting abstainment

ترویج خودداری

policy of abstainment

سیاست خودداری

abstainment period

دوره خودداری

encouraging abstainment

تشویق به خودداری

abstainment pledge

تعهد خودداری

practice abstainment

تمرین خودداری

abstainment challenge

چالش خودداری

total abstainment

خودداری کامل

demonstrating abstainment

نشان دادن خودداری

جملات نمونه

the candidate's victory hinged on securing a significant abstention rate among undecided voters.

پیروزی نامزد به کسب نرخ چشمگیری از عدم رأی‌دهی در میان رای‌دهندگان نامعلوم بستگی داشت.

a policy of strict abstention from political donations can enhance a company's reputation.

یک سیاست مبنی بر عدم پذیرش کمک‌های مالی سیاسی می‌تواند شهرت یک شرکت را ارتقا دهد.

the committee recommended abstention from further investigation due to lack of evidence.

کمیته توصیه کرد به دلیل فقدان مدرک، از ادامه تحقیقات خودداری شود.

her decision to maintain abstention from alcohol demonstrated remarkable self-control.

تصمیم او برای حفظ عدم مصرف الکل، نشان‌دهنده خودکنترخی فوق‌العاده‌ای بود.

the shareholder's abstention from the vote had no impact on the outcome.

عدم رأی‌دهی سهامدار بر نتیجه تأثیری نداشت.

a period of abstention from social media helped him reduce stress and improve focus.

دوره ای از عدم استفاده از رسانه های اجتماعی به او کمک کرد تا استرس خود را کاهش دهد و تمرکز خود را بهبود بخشد.

the team's strategy involved encouraging abstention from aggressive plays during the first quarter.

استراتژی تیم شامل تشویق به عدم انجام بازی‌های تهاجمی در طول ربع اول بود.

the board's policy promotes abstention from conflicts of interest among its members.

سیاست هیئت مدیره، عدم مشارکت در تضاد منافع را در بین اعضای خود ترویج می‌کند.

he advocated for widespread abstention from violence as a means of achieving peace.

او از عدم مشارکت گسترده در خشونت به عنوان راهی برای دستیابی به صلح حمایت کرد.

the survey revealed a high rate of abstention from participating in the online forum.

نظرسنجی نشان داد که نرخ عدم مشارکت در انجمن آنلاین زیاد است.

their commitment to abstention from meat reflected their ethical beliefs.

تعهد آنها به عدم مصرف گوشت، اعتقادات اخلاقی آنها را منعکس می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید