abstinently drinking
نوشیدن با امتناع
living abstinently
زندگی با امتناع
abstinently refusing
از میان رفتن با امتناع
abstinently choosing
انتخاب با امتناع
abstinently exercised
تمرین با امتناع
abstinently behaving
رفتار با امتناع
abstinently avoiding
پرهیز با امتناع
abstinently waiting
منتظر ماندن با امتناع
abstinently practicing
تمرین با امتناع
abstinently adhering
پایبندی با امتناع
she abstinently refused the offered dessert, wanting to maintain her diet.
او به طور مدرن به نشان دادن تفنگ خود در مقابل خواسته های دیگران امتناع کرد، می خواست دیت خود را حفظ کند.
he abstinently avoided alcohol after realizing its negative impact on his health.
او به طور مدرن الکل را اجتناب کرد پس از اینکه تأثیر منفی آن بر سلامتی او را درک کرد.
the monk lived abstinently, relying on simple meals and minimal possessions.
راهبه به طور مدرن زندگی می کرد، به وسیله غذاهای ساده و دارای کمترین دارایی ها.
abstinently choosing to walk, she enjoyed the fresh air and exercise.
به طور مدرن انتخاب راه رفتن کرد، او هوا تازه و ورزش را لذت می برد.
he abstinently practiced celibacy to focus solely on his spiritual pursuits.
او به طور مدرن نکاح را اجتناب کرد تا تنها روی دنباله های روحی خود متمرکز شود.
abstinently foregoing social media, he found more time for reading and reflection.
به طور مدرن از رسانه های اجتماعی غافل شد، او وقت بیشتری برای خواندن و تفکر پیدا کرد.
the athlete trained abstinently, prioritizing discipline over immediate gratification.
ورزشکار به طور مدرن تمرین کرد، به جای لذت فوری، تاکید بر انضباط داشت.
abstinently limiting his caffeine intake, he felt more energetic throughout the day.
به طور مدرن مصرف کافئین خود را محدود کرد، او در طول روز انرژی بیشتری احساس کرد.
she abstinently avoided shopping, saving money for a future trip abroad.
او به طور مدرن خریداری را اجتناب کرد، پول را برای یک سفر آینده به خارج از کشور ذخیره کرد.
abstinently dedicating himself to his work, he achieved remarkable success.
به طور مدرن خود را به کار خود وفادار کرد، او موفقیت بسیاری به دست آورد.
the researcher abstinently observed the natural phenomenon without interference.
پژوهشگر به طور مدرن پدیده طبیعی را بدون هرگونه مداخله مشاهده کرد.
abstinently drinking
نوشیدن با امتناع
living abstinently
زندگی با امتناع
abstinently refusing
از میان رفتن با امتناع
abstinently choosing
انتخاب با امتناع
abstinently exercised
تمرین با امتناع
abstinently behaving
رفتار با امتناع
abstinently avoiding
پرهیز با امتناع
abstinently waiting
منتظر ماندن با امتناع
abstinently practicing
تمرین با امتناع
abstinently adhering
پایبندی با امتناع
she abstinently refused the offered dessert, wanting to maintain her diet.
او به طور مدرن به نشان دادن تفنگ خود در مقابل خواسته های دیگران امتناع کرد، می خواست دیت خود را حفظ کند.
he abstinently avoided alcohol after realizing its negative impact on his health.
او به طور مدرن الکل را اجتناب کرد پس از اینکه تأثیر منفی آن بر سلامتی او را درک کرد.
the monk lived abstinently, relying on simple meals and minimal possessions.
راهبه به طور مدرن زندگی می کرد، به وسیله غذاهای ساده و دارای کمترین دارایی ها.
abstinently choosing to walk, she enjoyed the fresh air and exercise.
به طور مدرن انتخاب راه رفتن کرد، او هوا تازه و ورزش را لذت می برد.
he abstinently practiced celibacy to focus solely on his spiritual pursuits.
او به طور مدرن نکاح را اجتناب کرد تا تنها روی دنباله های روحی خود متمرکز شود.
abstinently foregoing social media, he found more time for reading and reflection.
به طور مدرن از رسانه های اجتماعی غافل شد، او وقت بیشتری برای خواندن و تفکر پیدا کرد.
the athlete trained abstinently, prioritizing discipline over immediate gratification.
ورزشکار به طور مدرن تمرین کرد، به جای لذت فوری، تاکید بر انضباط داشت.
abstinently limiting his caffeine intake, he felt more energetic throughout the day.
به طور مدرن مصرف کافئین خود را محدود کرد، او در طول روز انرژی بیشتری احساس کرد.
she abstinently avoided shopping, saving money for a future trip abroad.
او به طور مدرن خریداری را اجتناب کرد، پول را برای یک سفر آینده به خارج از کشور ذخیره کرد.
abstinently dedicating himself to his work, he achieved remarkable success.
به طور مدرن خود را به کار خود وفادار کرد، او موفقیت بسیاری به دست آورد.
the researcher abstinently observed the natural phenomenon without interference.
پژوهشگر به طور مدرن پدیده طبیعی را بدون هرگونه مداخله مشاهده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید