abstinently

[ایالات متحده]/[ˈæbs.tɪ.nən.li]/
[بریتانیا]/[ˈæb.sɪ.nən.li]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که از خودداری می‌کند؛ از لذت‌گیری پرهیز می‌کند؛ از لذت‌گیری در چیزی، به ویژه غذا یا نوشیدنی، پرهیز می‌کند؛ زندگی بدون لذت یا لوکس.

عبارات و ترکیب‌ها

abstinently drinking

نوشیدن با امتناع

living abstinently

زندگی با امتناع

abstinently refusing

از میان رفتن با امتناع

abstinently choosing

انتخاب با امتناع

abstinently exercised

تمرین با امتناع

abstinently behaving

رفتار با امتناع

abstinently avoiding

پرهیز با امتناع

abstinently waiting

منتظر ماندن با امتناع

abstinently practicing

تمرین با امتناع

abstinently adhering

پایبندی با امتناع

جملات نمونه

she abstinently refused the offered dessert, wanting to maintain her diet.

او به طور مدرن به نشان دادن تفنگ خود در مقابل خواسته های دیگران امتناع کرد، می خواست دیت خود را حفظ کند.

he abstinently avoided alcohol after realizing its negative impact on his health.

او به طور مدرن الکل را اجتناب کرد پس از اینکه تأثیر منفی آن بر سلامتی او را درک کرد.

the monk lived abstinently, relying on simple meals and minimal possessions.

راهبه به طور مدرن زندگی می کرد، به وسیله غذاهای ساده و دارای کمترین دارایی ها.

abstinently choosing to walk, she enjoyed the fresh air and exercise.

به طور مدرن انتخاب راه رفتن کرد، او هوا تازه و ورزش را لذت می برد.

he abstinently practiced celibacy to focus solely on his spiritual pursuits.

او به طور مدرن نکاح را اجتناب کرد تا تنها روی دنباله های روحی خود متمرکز شود.

abstinently foregoing social media, he found more time for reading and reflection.

به طور مدرن از رسانه های اجتماعی غافل شد، او وقت بیشتری برای خواندن و تفکر پیدا کرد.

the athlete trained abstinently, prioritizing discipline over immediate gratification.

ورزشکار به طور مدرن تمرین کرد، به جای لذت فوری، تاکید بر انضباط داشت.

abstinently limiting his caffeine intake, he felt more energetic throughout the day.

به طور مدرن مصرف کافئین خود را محدود کرد، او در طول روز انرژی بیشتری احساس کرد.

she abstinently avoided shopping, saving money for a future trip abroad.

او به طور مدرن خریداری را اجتناب کرد، پول را برای یک سفر آینده به خارج از کشور ذخیره کرد.

abstinently dedicating himself to his work, he achieved remarkable success.

به طور مدرن خود را به کار خود وفادار کرد، او موفقیت بسیاری به دست آورد.

the researcher abstinently observed the natural phenomenon without interference.

پژوهشگر به طور مدرن پدیده طبیعی را بدون هرگونه مداخله مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید