accented

[ایالات متحده]/'æksɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با لهجه خاص صحبت شده
v. تأکید شده
Word Forms
قسمت سوم فعلaccented
زمان گذشتهaccented

عبارات و ترکیب‌ها

foreign accent

لهجه‌ی خارجی

thick accent

لهجه‌ی غلیظ

جملات نمونه

he spoke in slightly accented English.

او با لهجه ملایم انگلیسی صحبت کرد.

the lively interplay of these elements is accented by lavish use of decorative plasterwork, gilding, statuary, and murals.

تعامل پر جنب و جوش این عناصر با استفاده فراوان از گچ‌بری‌های تزئینی، طلاکاری، مجسمه‌سازی و نقاشی دیواری همراه است.

Sixth in the Mackie series, Masquerade Ball™ Barbie& wears a multi-colored harlequin gown of vivid glass bugle beads sewn in diamond patterns, and accented with a velvety black overskirt.

ششمین قسمت از مجموعه Mackie، باربی ماسکرِید بال™ یک لباس هارلکین چند رنگ از مهره‌های شیشه‌ای زنده به شکل الماس می‌پوشد و با یک دامن مشکی مخملی تزئین شده است.

She spoke with a heavily accented English.

او با لهجه انگلیسی بسیار صحبت کرد.

He could tell she was not a native speaker by her accented pronunciation.

او می‌توانست تشخیص دهد که او یک سخنران بومی نیست، با توجه به تلفظ لهجه‌دار او.

The accented letters in French can change the meaning of a word.

حروف تاکیددار در زبان فرانسه می‌توانند معنای یک کلمه را تغییر دهند.

He imitated the accented speech of the character in the movie.

او طرز صحبت لهجه‌دار شخصیت فیلم را تقلید کرد.

The singer's accented vocals added a unique flair to the song.

صدای خواننده با لهجه، طراوت منحصربه‌فردی به آهنگ بخشید.

She struggled to understand the accented English of her new colleague.

او برای درک انگلیسی لهجه‌دار همکار جدیدش تلاش کرد.

The accented words were highlighted in the text to show proper pronunciation.

کلمات تاکیددار در متن برجسته شده بودند تا تلفظ صحیح نشان داده شود.

The accented syllable in Spanish words often falls on the second-to-last syllable.

هجای تاکیددار در کلمات اسپانیایی اغلب روی هجای دوم از آخر می‌افتد.

The accented letters in German are important for correct spelling.

حروف تاکیددار در آلمانی برای املا صحیح مهم هستند.

Her accented speech revealed her heritage from a different country.

طرز صحبت لهجه‌دار او نشان داد که ریشه خانوادگی او از کشوری دیگر است.

نمونه‌های واقعی

So what's loud, what's accented, and then we'll follow that for the animation.

چه چیزی بلند است، چه چیزی لهجه دارد و سپس ما آن را برای انیمیشن دنبال خواهیم کرد.

منبع: Connection Magazine

Mr. Gong's English is somewhat accented.

انگلیسی آقای گونگ تا حدودی لهجه دارد.

منبع: 2016 English Cafe

Her gray, broad-brimmed straw hat was accented with a red feather, and a heavy fur boa was wrapped around her neck.

کلاه حصیری خاکستری، لبه‌دار و پهن او با یک پر قرمز تزئین شده بود و یک شنل پوستین سنگین دور گردنش پیچیده شده بود.

منبع: Level 8 07. Sherlock Holmes (36 complete stories)

In the US, those extra numbers were largely used to encode additional symbols, like mathematical notation, graphical elements, and common accented characters.

در ایالات متحده، از این اعداد اضافی عمدتاً برای رمزگذاری نمادهای اضافی، مانند نمادهای ریاضی، عناصر گرافیکی و حروف متداول با لهجه استفاده می‌شد.

منبع: Technology Crash Course

A terrain sliced by creeks, accented by sluices and characterised by a great gloop that can remind folk that they are never far from the primordial.

زمینی که توسط نهرها شکسته شده و با کانال‌ها تزئین شده و دارای یک گلوی بزرگ است که می‌تواند به مردم یادآوری کند که هرگز دور از آغاز نیستند.

منبع: The Guardian (Article Version)

" How cute is that? " She'd revealed a royal blue brick exterior accented with Bumble's signature shade of yellow for a sort of French bistro look.

« چه بامزه است؟ » او نمای آجری آبی سلطنتی را با سایه امضای زرد بامبل برای نوعی حال و هوای رستوران فرانسوی نشان داد.

منبع: Business Weekly

He must have been a mado of high rank, because he paraded in a mat of banana leaves that had ragged edges and was accented with bright colors.

او باید از رتبه بالایی برخوردار بوده باشد، زیرا با یک حصیر از برگ‌های موز که لبه‌های نامنظم داشت و با رنگ‌های روشن تزئین شده بود، رژه می‌رفت.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

" Fight for you" ? This voice was thickly accented. Sigorn, the young Magnar of Thenn, spoke the Common Tongue haltingly at best. " Not fight for you. Kill you better. Kill all you" .

« برایت بجنگ؟ » این صدا به شدت لهجه داشت. سیگورن، مگنار جوان تن، در بهترین حالت، زبان مشترک را با اکراه صحبت کرد. « برایت نجنگ. بهتر است بکشم. همه شما را بکشم.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

A King's River Indian told me that they call him " Pillillooeet, " which, rapidly pronounced with the first syllable heavily accented, is not unlike the lusty exclamation he utters on his way up a tree when excited.

یک سرخپوست رودخانه کینگز به من گفت که او را " پیلیلوت " صدا می‌کنند، که اگر به سرعت با تاکید زیاد بر هجای اول تلفظ شود، شباهت زیادی به این فریاد لذت‌بخش که در راه بالا رفتن از درخت هنگام هیجان سر می‌دهد، ندارد.

منبع: The Mountains of California (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید