accentuates

[ایالات متحده]/əkˈsɛn.tʃu.eɪts/
[بریتانیا]/əˈkɛn.tjue.ˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر روی چیزی تأکید کردن یا آن را بیشتر قابل توجه کردن؛ بدتر یا تشدید کردن یک وضعیت؛ به کلمات نشانه‌های تأکید اضافه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

accentuates the beauty

بر زیبایی تاکید می‌کند

accentuates the differences

بر تفاوت‌ها تاکید می‌کند

accentuates existing problems

بر مشکلات موجود تاکید می‌کند

accentuates her elegance

بر ظرافت او تاکید می‌کند

جملات نمونه

her elegant dress accentuates her natural beauty.

لباس شیک او، زیبایی طبیعی او را برجسته می‌کند.

the bright lighting accentuates the colors in the painting.

نورپردازی روشن، رنگ‌های نقاشی را برجسته می‌کند.

a good haircut can accentuate your best features.

یک مدل موی خوب می‌تواند بهترین ویژگی‌های شما را برجسته کند.

the new policy accentuates the importance of environmental protection.

سیاست جدید بر اهمیت حفاظت از محیط زیست تاکید می‌کند.

his strong voice accentuates his powerful presence.

صدای قوی او، حضور قدرتمندش را برجسته می‌کند.

the designer used bold lines to accentuate the geometric shapes.

طراح از خطوط جسورانه برای برجسته کردن شکل‌های هندسی استفاده کرد.

the use of music accentuates the emotional impact of the film.

استفاده از موسیقی، تاثیر احساسی فیلم را برجسته می‌کند.

the red lipstick accentuates her full lips.

رژ لب قرمز، لب‌های پر او را برجسته می‌کند.

high heels accentuate the curves of a woman's body.

کفش‌های پاشنه بلند، منحنی‌های بدن زن را برجسته می‌کنند.

the photographer used natural light to accentuate the subject's features.

عکاس از نور طبیعی برای برجسته کردن ویژگی‌های سوژه استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید