collects data
جمع آوری داده
collects information
جمع آوری اطلاعات
collects feedback
جمع آوری بازخورد
collects evidence
جمع آوری مدارک
collects samples
جمع آوری نمونه ها
collects artifacts
جمع آوری آثار باستانی
collects donations
جمع آوری کمک های مالی
collects taxes
جمع آوری مالیات
collects fees
جمع آوری هزینه ها
collects rewards
جمع آوری جوایز
the researcher collects data for the study.
محقق دادهها را برای مطالعه جمعآوری میکند.
she collects stamps from all over the world.
او تمبرهایی از سراسر جهان جمعآوری میکند.
the charity collects donations for the homeless.
نهاد خیریه کمکهای مالی برای بیخانمانها جمعآوری میکند.
he collects old coins as a hobby.
او سکههای قدیمی را به عنوان سرگرمی جمعآوری میکند.
the museum collects artifacts from ancient civilizations.
موزه آثار باستانی را از تمدنهای باستانی جمعآوری میکند.
she collects feedback to improve the service.
او بازخورد را برای بهبود خدمات جمعآوری میکند.
the app collects user data to enhance experience.
برنامه دادههای کاربر را برای بهبود تجربه جمعآوری میکند.
he collects books on history and philosophy.
او کتابهایی در مورد تاریخ و فلسفه جمعآوری میکند.
the organization collects signatures for the petition.
سازمان امضاهای مربوط به دادخواست را جمعآوری میکند.
the artist collects inspiration from nature.
هنرمند الهام را از طبیعت جمعآوری میکند.
collects data
جمع آوری داده
collects information
جمع آوری اطلاعات
collects feedback
جمع آوری بازخورد
collects evidence
جمع آوری مدارک
collects samples
جمع آوری نمونه ها
collects artifacts
جمع آوری آثار باستانی
collects donations
جمع آوری کمک های مالی
collects taxes
جمع آوری مالیات
collects fees
جمع آوری هزینه ها
collects rewards
جمع آوری جوایز
the researcher collects data for the study.
محقق دادهها را برای مطالعه جمعآوری میکند.
she collects stamps from all over the world.
او تمبرهایی از سراسر جهان جمعآوری میکند.
the charity collects donations for the homeless.
نهاد خیریه کمکهای مالی برای بیخانمانها جمعآوری میکند.
he collects old coins as a hobby.
او سکههای قدیمی را به عنوان سرگرمی جمعآوری میکند.
the museum collects artifacts from ancient civilizations.
موزه آثار باستانی را از تمدنهای باستانی جمعآوری میکند.
she collects feedback to improve the service.
او بازخورد را برای بهبود خدمات جمعآوری میکند.
the app collects user data to enhance experience.
برنامه دادههای کاربر را برای بهبود تجربه جمعآوری میکند.
he collects books on history and philosophy.
او کتابهایی در مورد تاریخ و فلسفه جمعآوری میکند.
the organization collects signatures for the petition.
سازمان امضاهای مربوط به دادخواست را جمعآوری میکند.
the artist collects inspiration from nature.
هنرمند الهام را از طبیعت جمعآوری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید