collects

[ایالات متحده]/kəˈlɛkts/
[بریتانیا]/kəˈlɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از جمع‌آوری؛ دریافت می‌کند؛ ذخیره می‌کند؛ انباشته می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

collects data

جمع آوری داده

collects information

جمع آوری اطلاعات

collects feedback

جمع آوری بازخورد

collects evidence

جمع آوری مدارک

collects samples

جمع آوری نمونه ها

collects artifacts

جمع آوری آثار باستانی

collects donations

جمع آوری کمک های مالی

collects taxes

جمع آوری مالیات

collects fees

جمع آوری هزینه ها

collects rewards

جمع آوری جوایز

جملات نمونه

the researcher collects data for the study.

محقق داده‌ها را برای مطالعه جمع‌آوری می‌کند.

she collects stamps from all over the world.

او تمبرهایی از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند.

the charity collects donations for the homeless.

نهاد خیریه کمک‌های مالی برای بی‌خانمان‌ها جمع‌آوری می‌کند.

he collects old coins as a hobby.

او سکه‌های قدیمی را به عنوان سرگرمی جمع‌آوری می‌کند.

the museum collects artifacts from ancient civilizations.

موزه آثار باستانی را از تمدن‌های باستانی جمع‌آوری می‌کند.

she collects feedback to improve the service.

او بازخورد را برای بهبود خدمات جمع‌آوری می‌کند.

the app collects user data to enhance experience.

برنامه داده‌های کاربر را برای بهبود تجربه جمع‌آوری می‌کند.

he collects books on history and philosophy.

او کتاب‌هایی در مورد تاریخ و فلسفه جمع‌آوری می‌کند.

the organization collects signatures for the petition.

سازمان امضاهای مربوط به دادخواست را جمع‌آوری می‌کند.

the artist collects inspiration from nature.

هنرمند الهام را از طبیعت جمع‌آوری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید