amasses wealth
تکدیل ثروت
amasses a fortune
تکدیل یک ثروت
amasses power
تکدیل قدرت
amasses knowledge
تکدیل دانش
amasses resources
تکدیل منابع
amasses experience
تکدیل تجربه
amasses a following
تکدیل طرفداران
amasses evidence
تکدیل مدارک
amasses data
تکدیل داده ها
the company amasses wealth through its innovative products.
شرکت ثروت را از طریق محصولات نوآورانه خود جمع آوری می کند.
he amasses knowledge by reading widely.
او با خواندن زیاد دانش جمع می کند.
years of experience allow her to amass a loyal customer base.
سالها تجربه به او این امکان را میدهد که یک پایگاه مشتریان وفادار جمع کند.
the collector amasses rare stamps from around the world.
کلکسیونر تمبرهای کمیاب را از سراسر جهان جمع آوری می کند.
farmers in the region amass large harvests every year.
کشاورزان منطقه هر سال برداشتهای بزرگی جمع میکنند.
the artist amasses a collection of vibrant paintings.
هنرمند مجموعهای از نقاشیهای زنده جمع میکند.
she amasses influence through her powerful connections.
او از طریق ارتباطات قدرتمند خود نفوذ جمع می کند.
the government amasses data on its citizens' activities.
دولت دادههایی در مورد فعالیتهای شهروندان خود جمع آوری میکند.
his dedication allows him to amass a significant fortune.
تعهد او به او این امکان را میدهد که ثروت قابل توجهی جمع کند.
the company amasses resources to expand its operations.
شرکت منابع را برای گسترش عملیات خود جمع آوری میکند.
amasses wealth
تکدیل ثروت
amasses a fortune
تکدیل یک ثروت
amasses power
تکدیل قدرت
amasses knowledge
تکدیل دانش
amasses resources
تکدیل منابع
amasses experience
تکدیل تجربه
amasses a following
تکدیل طرفداران
amasses evidence
تکدیل مدارک
amasses data
تکدیل داده ها
the company amasses wealth through its innovative products.
شرکت ثروت را از طریق محصولات نوآورانه خود جمع آوری می کند.
he amasses knowledge by reading widely.
او با خواندن زیاد دانش جمع می کند.
years of experience allow her to amass a loyal customer base.
سالها تجربه به او این امکان را میدهد که یک پایگاه مشتریان وفادار جمع کند.
the collector amasses rare stamps from around the world.
کلکسیونر تمبرهای کمیاب را از سراسر جهان جمع آوری می کند.
farmers in the region amass large harvests every year.
کشاورزان منطقه هر سال برداشتهای بزرگی جمع میکنند.
the artist amasses a collection of vibrant paintings.
هنرمند مجموعهای از نقاشیهای زنده جمع میکند.
she amasses influence through her powerful connections.
او از طریق ارتباطات قدرتمند خود نفوذ جمع می کند.
the government amasses data on its citizens' activities.
دولت دادههایی در مورد فعالیتهای شهروندان خود جمع آوری میکند.
his dedication allows him to amass a significant fortune.
تعهد او به او این امکان را میدهد که ثروت قابل توجهی جمع کند.
the company amasses resources to expand its operations.
شرکت منابع را برای گسترش عملیات خود جمع آوری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید