amasses

[ایالات متحده]/əˈmæsɪz/
[بریتانیا]/əˈmæsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مرور زمان جمع آوری یا انباشته کردن؛ انباشتگی.

عبارات و ترکیب‌ها

amasses wealth

تکدیل ثروت

amasses a fortune

تکدیل یک ثروت

amasses power

تکدیل قدرت

amasses knowledge

تکدیل دانش

amasses resources

تکدیل منابع

amasses experience

تکدیل تجربه

amasses a following

تکدیل طرفداران

amasses evidence

تکدیل مدارک

amasses data

تکدیل داده ها

جملات نمونه

the company amasses wealth through its innovative products.

شرکت ثروت را از طریق محصولات نوآورانه خود جمع آوری می کند.

he amasses knowledge by reading widely.

او با خواندن زیاد دانش جمع می کند.

years of experience allow her to amass a loyal customer base.

سال‌ها تجربه به او این امکان را می‌دهد که یک پایگاه مشتریان وفادار جمع کند.

the collector amasses rare stamps from around the world.

کلکسیونر تمبرهای کمیاب را از سراسر جهان جمع آوری می کند.

farmers in the region amass large harvests every year.

کشاورزان منطقه هر سال برداشت‌های بزرگی جمع می‌کنند.

the artist amasses a collection of vibrant paintings.

هنرمند مجموعه‌ای از نقاشی‌های زنده جمع می‌کند.

she amasses influence through her powerful connections.

او از طریق ارتباطات قدرتمند خود نفوذ جمع می کند.

the government amasses data on its citizens' activities.

دولت داده‌هایی در مورد فعالیت‌های شهروندان خود جمع آوری می‌کند.

his dedication allows him to amass a significant fortune.

تعهد او به او این امکان را می‌دهد که ثروت قابل توجهی جمع کند.

the company amasses resources to expand its operations.

شرکت منابع را برای گسترش عملیات خود جمع آوری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید