accusations

[ایالات متحده]/ˌækjuːˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌækjuːˈzeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتهامات یا ادعاهای رسمی که نشان می‌دهد شخصی کار نادرست یا غیرقانونی انجام داده است

عبارات و ترکیب‌ها

accusations of corruption

اتهامات فساد

facing accusations

در حال مواجهه با اتهامات

serious accusations

اتهامات جدی

deny the accusations

رد اتهامات

launching accusations

اعمال اتهامات

baseless accusations

اتهامات بی‌اساس

respond to accusations

پاسخ به اتهامات

amidst accusations

در میان اتهامات

withdraw the accusations

پس گرفتن اتهامات

جملات نمونه

the politician faced mounting accusations of corruption.

سیاستمدار با اتهامات فزاینده فساد روبرو شد.

she denied all accusations against her.

او تمامی اتهامات وارد شده به او را رد کرد.

the accusations were based on flimsy evidence.

اتهامات بر اساس شواهد ضعیف بنا شده بودند.

he launched a scathing rebuttal of the accusations.

او یک رد قاطعانه از اتهامات را آغاز کرد.

the company is facing serious accusations from customers.

شرکت با اتهامات جدی از سوی مشتریان روبرو است.

the lawyer presented evidence to refute the accusations.

وکیل مدارکی را برای رد اتهامات ارائه داد.

public anger grew as more accusations surfaced.

با ظهور اتهامات بیشتر، خشم عمومی افزایش یافت.

the accusations led to a full-scale investigation.

اتهامات منجر به یک تحقیقات گسترده شد.

he was cleared of all accusations after a lengthy trial.

پس از یک محاکمه طولانی، او از تمامی اتهامات تبرئه شد.

the accusations divided the community along political lines.

اتهامات جامعه را بر اساس خطوط سیاسی تقسیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید