denunciations

[ایالات متحده]/dɪˌnʌnsiˈeɪʃənz/
[بریتانیا]/dɪˌnʌnsiˈeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محکومیت یا اتهام عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

public denunciations

اتهامات علنی

harsh denunciations

اتهامات شدید

frequent denunciations

اتهامات مکرر

political denunciations

اتهامات سیاسی

false denunciations

اتهامات نادرست

publicly denunciations

به طور علنی اتهام

vehement denunciations

اتهامات قاطع

violent denunciations

اتهامات خشن

collective denunciations

اتهامات جمعی

official denunciations

اتهامات رسمی

جملات نمونه

his denunciations of corruption were widely publicized.

اتهامات او در مورد فساد به طور گسترده‌ای منتشر شد.

the politician faced numerous denunciations from the public.

سیاستمدار با انتقادات متعددی از سوی مردم روبرو شد.

she made strong denunciations against the unfair policies.

او انتقادات شدیدی علیه سیاست‌های ناعادلانه مطرح کرد.

denunciations can often lead to serious consequences.

انتقادات اغلب می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the article included several denunciations of the regime.

مقاله شامل انتقادات متعددی از حکومت بود.

his denunciations were met with both support and criticism.

اتهامات او با هم‌زمانی با حمایت و انتقاد روبرو شد.

denunciations in the media can shape public opinion.

انتقادات در رسانه ها می تواند افکار عمومی را شکل دهد.

she is known for her passionate denunciations of injustice.

او به خاطر انتقادات پرشور او از ناعادلی شناخته شده است.

the group issued formal denunciations of hate speech.

گروه بیانیه های رسمی محکومیت سخنان نفرت انگیز صادر کرد.

his denunciations were a call to action for many activists.

اتهامات او برای بسیاری از فعالان یک فراخوان برای اقدام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید