public denunciations
اتهامات علنی
harsh denunciations
اتهامات شدید
frequent denunciations
اتهامات مکرر
political denunciations
اتهامات سیاسی
false denunciations
اتهامات نادرست
publicly denunciations
به طور علنی اتهام
vehement denunciations
اتهامات قاطع
violent denunciations
اتهامات خشن
collective denunciations
اتهامات جمعی
official denunciations
اتهامات رسمی
his denunciations of corruption were widely publicized.
اتهامات او در مورد فساد به طور گستردهای منتشر شد.
the politician faced numerous denunciations from the public.
سیاستمدار با انتقادات متعددی از سوی مردم روبرو شد.
she made strong denunciations against the unfair policies.
او انتقادات شدیدی علیه سیاستهای ناعادلانه مطرح کرد.
denunciations can often lead to serious consequences.
انتقادات اغلب میتواند منجر به عواقب جدی شود.
the article included several denunciations of the regime.
مقاله شامل انتقادات متعددی از حکومت بود.
his denunciations were met with both support and criticism.
اتهامات او با همزمانی با حمایت و انتقاد روبرو شد.
denunciations in the media can shape public opinion.
انتقادات در رسانه ها می تواند افکار عمومی را شکل دهد.
she is known for her passionate denunciations of injustice.
او به خاطر انتقادات پرشور او از ناعادلی شناخته شده است.
the group issued formal denunciations of hate speech.
گروه بیانیه های رسمی محکومیت سخنان نفرت انگیز صادر کرد.
his denunciations were a call to action for many activists.
اتهامات او برای بسیاری از فعالان یک فراخوان برای اقدام بود.
public denunciations
اتهامات علنی
harsh denunciations
اتهامات شدید
frequent denunciations
اتهامات مکرر
political denunciations
اتهامات سیاسی
false denunciations
اتهامات نادرست
publicly denunciations
به طور علنی اتهام
vehement denunciations
اتهامات قاطع
violent denunciations
اتهامات خشن
collective denunciations
اتهامات جمعی
official denunciations
اتهامات رسمی
his denunciations of corruption were widely publicized.
اتهامات او در مورد فساد به طور گستردهای منتشر شد.
the politician faced numerous denunciations from the public.
سیاستمدار با انتقادات متعددی از سوی مردم روبرو شد.
she made strong denunciations against the unfair policies.
او انتقادات شدیدی علیه سیاستهای ناعادلانه مطرح کرد.
denunciations can often lead to serious consequences.
انتقادات اغلب میتواند منجر به عواقب جدی شود.
the article included several denunciations of the regime.
مقاله شامل انتقادات متعددی از حکومت بود.
his denunciations were met with both support and criticism.
اتهامات او با همزمانی با حمایت و انتقاد روبرو شد.
denunciations in the media can shape public opinion.
انتقادات در رسانه ها می تواند افکار عمومی را شکل دهد.
she is known for her passionate denunciations of injustice.
او به خاطر انتقادات پرشور او از ناعادلی شناخته شده است.
the group issued formal denunciations of hate speech.
گروه بیانیه های رسمی محکومیت سخنان نفرت انگیز صادر کرد.
his denunciations were a call to action for many activists.
اتهامات او برای بسیاری از فعالان یک فراخوان برای اقدام بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید