acquiesces

[ایالات متحده]/əˈkwɪ.sɪs/
[بریتانیا]/əˈkwiː.sɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ضمنی موافقت کردن یا رضایت دادن؛ تأیید سکوتی دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

acquiesces to demands

تسلیم به خواسته ها

acquiesces in silence

تسلیم در سکوت

acquiesces reluctantly

تسلیم با اکراه

acquiesces without protest

تسلیم بدون اعتراض

acquiesces gracefully

تسلیم با وقار

acquiesces in defeat

تسلیم در برابر شکست

acquiesces to pressure

تسلیم در برابر فشار

acquiesces for peace

تسلیم برای صلح

جملات نمونه

the government acquiesces to public pressure.

دولت در برابر فشار افکار عمومی تسلیم می‌شود.

she acquiesces to his every whim.

او در برابر هر هوس او تسلیم می‌شود.

he acquiesces in the decision made by the majority.

او در تصمیم اتخاذ شده توسط اکثریت تسلیم می‌شود.

the manager acquiesces to their request for a raise.

مدیر به درخواست آنها برای افزایش حقوق تسلیم می‌شود.

they acquiesced to the terms of the treaty.

آنها به شرایط معاهده تسلیم شدند.

he reluctantly acquiesces to her plan.

او با اکراه به طرح او تسلیم می‌شود.

the company acquiesces to industry standards.

شرکت به استانداردهای صنعت تسلیم می‌شود.

she acquiesced in silence, nodding slowly.

او در سکوت تسلیم شد و به آرامی سر تکان داد.

he acquiesces to the inevitable outcome.

او به نتیجه اجتناب ناپذیر تسلیم می‌شود.

the team acquiesces to the coach's authority.

تیم به اقتدار مربی تسلیم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید