assents

[ایالات متحده]/əˈsɛnts/
[بریتانیا]/əˈsɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توافقات؛ تأییدها
v. توافق کردن بر روی چیزی؛ تأیید دادن

عبارات و ترکیب‌ها

obtain his assents

کسب رضایت او

without his assent

بدون رضایت او

جملات نمونه

the committee assents to the proposed changes.

کمیته به تغییرات پیشنهادی موافقت می‌کند.

she assents to the idea of collaboration.

او با ایده همکاری موافقت می‌کند.

the board assents to the new policy.

هیئت مدیره با سیاست جدید موافقت می‌کند.

he nodded in assent during the meeting.

او در طول جلسه با سر تکان داد و موافقت خود را نشان داد.

the parents assented to the field trip.

والدین با سفر مدرسه موافقت کردند.

they assented to the terms of the agreement.

آنها با شرایط توافق موافقت کردند.

the teacher assents to the student's request.

معلم به درخواست دانش آموز موافقت می‌کند.

after discussion, the team assents to the plan.

پس از بحث، تیم با طرح موافقت می‌کند.

the judge assents to the motion presented.

قاضی به لایحه ارائه شده موافقت می‌کند.

he expressed his assent with a smile.

او با لبخند، موافقت خود را ابراز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید