concedes

[ایالات متحده]/kənˈsiːdz/
[بریتانیا]/kənˈsiːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به عنوان حقیقت یا معتبر می‌پذیرد؛ چیزی را اعطا یا واگذار می‌کند؛ در یک مسابقه یا انتخابات شکست را می‌پذیرد

عبارات و ترکیب‌ها

concedes defeat

تسلیم شکست

concedes victory

تسلیم پیروزی

concedes a point

تسلیم یک امتیاز

concedes a goal

تسلیم یک گل

concedes ground

تسلیم دادن زمین

concedes error

تسلیم اشتباه

concedes control

تسلیم کنترل

concedes terms

تسلیم شرایط

concedes rights

تسلیم حقوق

concedes defeatism

تسلیم ناامیدی

جملات نمونه

she concedes that she was wrong about the decision.

او می پذیرد که در مورد تصمیم اشتباه کرده است.

the team concedes defeat after a tough match.

تیم پس از یک مسابقه سخت، شکست را می پذیرد.

he concedes that his performance could be better.

او می پذیرد که عملکرد او می تواند بهتر باشد.

the politician concedes some points to his opponent.

سیاستمدار برخی از نکات را به حریف خود می پذیرد.

she concedes that time management is crucial.

او می پذیرد که مدیریت زمان بسیار مهم است.

the company concedes to the demands of its employees.

شرکت به خواسته های کارمندان خود می پذیرد.

he concedes that he needs to improve his skills.

او می پذیرد که نیاز دارد مهارت های خود را بهبود بخشد.

the coach concedes that the team needs more practice.

مربی می پذیرد که تیم به تمرین بیشتری نیاز دارد.

after much debate, she finally concedes to their proposal.

پس از بحث و گفتگوهای فراوان، او سرانجام به پیشنهاد آنها می پذیرد.

the judge concedes that the evidence is insufficient.

قاضی می پذیرد که شواهد کافی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید