adjudicated

[ایالات متحده]/ædʒuːdɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈdʒʌdɪkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قضاوت یا تصمیم رسمی گرفتن؛

عبارات و ترکیب‌ها

adjudicated upon

بررسی و داوری

adjudicated winner

برنده داوری‌شده

adjudicate a dispute

دادخواهی یک اختلاف

adjudicated claim

ادعای داوری‌شده

adjudicated matter

مورد داوری‌شده

legal dispute adjudicated

اختلاف حقوقی داوری‌شده

جملات نمونه

the court adjudicated in favor of the plaintiff.

دادگاه به نفع خواهان رای صادر کرد.

the dispute was adjudicated fairly and impartially.

اختلاف به طور عادلانه و بی‌طرفانه رسیدگی شد.

the claim was adjudicated after a lengthy trial.

ادعا پس از یک محاکمه طولانی رسیدگی شد.

the arbitrator adjudicated the contract dispute.

داور به اختلاف قرارداد رسیدگی کرد.

the case was adjudicated based on evidence and legal precedent.

موارد این پرونده بر اساس شواهد و سابقه قانونی رسیدگی شد.

the judge adjudicated the matter quickly and efficiently.

قاضی به سرعت و با کارایی به این موضوع رسیدگی کرد.

the issue was adjudicated in a closed-door meeting.

این موضوع در یک جلسه پشت در بسته رسیدگی شد.

the adjudicated amount was significantly lower than the plaintiff's request.

مبلغ رسیدگی شده به طور قابل توجهی کمتر از درخواست خواهان بود.

the company's actions were adjudicated as illegal and unethical.

اقدامات شرکت غیرقانونی و غیراخلاقی تشخیص داده شد.

the court adjudicated the matter based on international law.

دادگاه بر اساس قوانین بین‌المللی به این موضوع رسیدگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید