ruled

[ایالات متحده]/ru:ld/
[بریتانیا]/ruld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با خطوط موازی (کاغذ)
Word Forms
زمان گذشتهruled
قسمت سوم فعلruled

عبارات و ترکیب‌ها

ruled by

حاکم توسط

government ruled

حکومت تحت سلطه

monarch ruled

حاکم تحت سلطه

ruled surface

سطح تحت سلطه

جملات نمونه

the domain ruled by a sheikh

حوزه‌ای که توسط شیخ اداره می‌شود

they ruled by law and not by force .

آنها بر اساس قانون و نه زور حاکم بودند.

ruled the nation with an iron hand.

کشور را با دست آهنین اداره کرد.

a country ruled by the military.

کشوری که توسط ارتش اداره می‌شد.

ruled the nation with an iron fist.

کشور را با دست آهنی اداره کردند.

The judge ruled against the plaintiff.

قاضی حکم به ضرر خواهان صادر کرد.

That's a possibility that can't be ruled out.

این احتمالی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.

The court ruled that the evidence was admissible.

دادگاه حکم کرد که شواهد قابل قبول هستند.

The umpire ruled that the batsman was out.

داور تصمیم گرفت که بازیکن کرکت حذف شده است.

Monarchs ruled England for centuries.

برای قرن‌ها، پادشاهان بر انگلستان حکومت کردند.

He was ruled offside by the referee.

او توسط داور آفساید تشخیص داده شد.

the king ruled by decree .

شاه با فرمان حکومت می‌کرد.

he was ruled out of the game with a hamstring pull.

او به دلیل کشیدگی عضلانی همسترینگ از بازی کنار گذاشته شد.

the kingdom was ruled over by a single family.

پادشاهی توسط یک خانواده حکومت می‌شد.

an industrial tribunal ruled that he was unfairly dismissed.

دادگاه صنعتی حکم کرد که او به طور ناعادلانه اخراج شده است.

The jury ruled that the charges were not proven.

هیئت منصفه حکم کرد که اتهامات ثابت نشده‌اند.

The snowstorm ruled out their weekly meeting.

بهمنه مانع از برگزاری جلسه هفتگی آنها شد.

نمونه‌های واقعی

The umpire makes sure the tennis players follow the rules.

داور اطمینان حاصل می‌کند که بازیکنان تنیس قوانین را رعایت کنند.

منبع: Sarah and the little duckling

Writing can be hard, especially with all the different punctuation rules.

نوشتن می‌تواند دشوار باشد، به خصوص با تمام قوانین مختلف نشانه‌گذاری.

منبع: Intermediate Daily Grammar

But she has not ruled out adoption.

اما او احتمال سرپرستی را منتفی نکرده است.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

I will offer it to you, to enforce your rule.

من آن را به شما پیشنهاد می‌کنم تا قانون شما را اجرا کنید.

منبع: Theatrical play: Gulliver's Travels

A three-month-sentence looms if anyone tries to disobey those quarantine rules.

اگر کسی سعی کند قوانین قرنطینه را زیر پا بگذارد، یک حبس سه ماهه در پیش است.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

Now, there are basically two rules to being sarcastic.

حالا، اساساً دو قانون برای کنایه‌آمیز بودن وجود دارد.

منبع: How to have a conversation in English

But the White House has not yet ruled anything out.

اما کاخ سفید هنوز چیزی را منتفی نکرده است.

منبع: NPR News February 2016 Compilation

The administration released its relaxed mileage rules Tuesday.

اداره، قوانین کاهش یافته مسافت پیموده شده را سه‌شنبه منتشر کرد.

منبع: AP Listening Collection April 2020

If the judge had ruled in favor, it would have major ramifications.

اگر قاضی به نفع او رای می‌داد، عواقب بزرگی داشت.

منبع: BBC Listening Collection May 2021

The White House is saying no options are being ruled out.

کاخ سفید می‌گوید هیچ گزینه‌ای منتفی نمی‌شود.

منبع: NPR News January 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید