adopting

[ایالات متحده]/ˈædɒptɪŋ/
[بریتانیا]/ˈædɑːptɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v چیزی را برداشتن، مانند یک ایده یا روش جدید، به کار بردن؛ به طور رسمی چیزی را تأیید کردن؛ به طور قانونی فرزند شخص دیگری را گرفتن و به عنوان فرزند خود بزرگ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

adopting new technology

به کارگیری فناوری‌های جدید

adopting sustainable practices

به کارگیری شیوه‌های پایدار

adopting different perspectives

به کارگیری دیدگاه‌های مختلف

adopting healthy habits

به کارگیری عادت‌های سالم

adopting a child

فرزندخواندگی

adopting new ideas

به کارگیری ایده‌های جدید

جملات نمونه

the company is adopting new technologies.

شرکت در حال به‌کارگیری فناوری‌های جدید است.

they are adopting a more sustainable approach to business.

آنها در حال اتخاذ یک رویکرد پایدارتر برای کسب و کار هستند.

she's adopting a healthy lifestyle.

او در حال اتخاذ یک سبک زندگی سالم است.

the organization is adopting a new policy.

سازمان در حال اتخاذ یک سیاست جدید است.

he is adopting a wait-and-see attitude.

او در حال اتخاذ یک نگرش صبر و انتظار است.

many schools are adopting online learning platforms.

بسیاری از مدارس در حال اتخاذ پلتفرم‌های یادگیری آنلاین هستند.

we need to adopt a more flexible approach.

ما باید یک رویکرد انعطاف‌پذیرتر را اتخاذ کنیم.

the government is adopting stricter regulations.

دولت در حال اتخاذ مقررات سخت‌گیرانه‌تر است.

she adopted a kitten from the shelter.

او یک توله گربه را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

they are adopting a child from another country.

آنها در حال به فرزندی پذیرفتن کودکی از کشور دیگر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید