adopts sustainable practices
به کارگیری شیوههای پایدار
adopts strict measures
اجرای اقدامات سختگیرانه
the company adopts a new policy regarding employee benefits.
شرکت یک سیاست جدید در مورد مزایای کارکنان را اتخاذ میکند.
she adopts a holistic approach to health and wellness.
او یک رویکرد جامع به سلامت و تندرستی اتخاذ میکند.
many countries adopt different systems of government.
بسیاری از کشورها سیستمهای حکومتی مختلفی را اتخاذ میکنند.
the school adopts a rigorous curriculum for its students.
مدرسه یک برنامه درسی سختگیرانه برای دانش آموزان خود اتخاذ میکند.
he adopted a stray dog from the local shelter.
او یک سگ ولگرد را از پناهگاه محلی به فرزندی پذیرفت.
the artist adopts bold colors and abstract shapes in her paintings.
هنرمند از رنگهای جسورانه و اشکال انتزاعی در نقاشیهای خود استفاده میکند.
they adopt a flexible work schedule to accommodate their needs.
آنها یک برنامه کار منعطف برای پاسخگویی به نیازهای خود اتخاذ میکنند.
the company adopts new technologies to improve efficiency.
شرکت فناوریهای جدیدی را برای بهبود کارایی اتخاذ میکند.
she adopted a positive attitude towards her challenges.
او یک نگرش مثبت نسبت به چالشهای خود اتخاذ کرد.
the government adopts measures to control inflation.
دولت اقداماتی را برای کنترل تورم اتخاذ میکند.
adopts sustainable practices
به کارگیری شیوههای پایدار
adopts strict measures
اجرای اقدامات سختگیرانه
the company adopts a new policy regarding employee benefits.
شرکت یک سیاست جدید در مورد مزایای کارکنان را اتخاذ میکند.
she adopts a holistic approach to health and wellness.
او یک رویکرد جامع به سلامت و تندرستی اتخاذ میکند.
many countries adopt different systems of government.
بسیاری از کشورها سیستمهای حکومتی مختلفی را اتخاذ میکنند.
the school adopts a rigorous curriculum for its students.
مدرسه یک برنامه درسی سختگیرانه برای دانش آموزان خود اتخاذ میکند.
he adopted a stray dog from the local shelter.
او یک سگ ولگرد را از پناهگاه محلی به فرزندی پذیرفت.
the artist adopts bold colors and abstract shapes in her paintings.
هنرمند از رنگهای جسورانه و اشکال انتزاعی در نقاشیهای خود استفاده میکند.
they adopt a flexible work schedule to accommodate their needs.
آنها یک برنامه کار منعطف برای پاسخگویی به نیازهای خود اتخاذ میکنند.
the company adopts new technologies to improve efficiency.
شرکت فناوریهای جدیدی را برای بهبود کارایی اتخاذ میکند.
she adopted a positive attitude towards her challenges.
او یک نگرش مثبت نسبت به چالشهای خود اتخاذ کرد.
the government adopts measures to control inflation.
دولت اقداماتی را برای کنترل تورم اتخاذ میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید