aerostat surveillance
نظارت بر بالن هواکیم
military aerostat
بالن هواکیم نظامی
aerostat deployment
استقرار بالن هواکیم
aerostat technology
فناوری بالن هواکیم
weather aerostat
بالن هواکیم هواشناسی
aerostat observation
مشاهده بالن هواکیم
autonomous aerostat
بالن هواکیم خودکار
aerostat payload
بار بالن هواکیم
the aerostat drifted silently across the sky.
بادکنک هوایی به آرامی و بیصدا در آسمان شناور بود.
they used an aerostat to observe enemy movements.
آنها از یک بادکنک هوایی برای نظارت بر تحرکات دشمن استفاده کردند.
the military employed several aerostats for surveillance.
نظامیان از چندین بادکنک هوایی برای نظارت استفاده کردند.
a large, colorful aerostat soared above the festival.
یک بادکنک هوایی بزرگ و رنگارنگ بر فراز جشنواره به پرواز درآمد.
the aerostat was tethered to the ground by a long cable.
بادکنک هوایی با یک سیم بلند به زمین بسته شده بود.
scientists used an aerostat to collect atmospheric data.
دانشمندان از یک بادکنک هوایی برای جمع آوری داده های جوی استفاده کردند.
the aerostat provided a unique aerial perspective of the city.
بادکنک هوایی چشم انداز هوایی منحصر به فردی از شهر ارائه داد.
they studied the aerostat's movements to understand wind patterns.
آنها حرکات بادکنک هوایی را برای درک الگوهای باد مطالعه کردند.
the aerostat was a fascinating sight against the backdrop of the sunset.
بادکنک هوایی در برابر پس زمینه غروب خورشید، صحنه ای جذاب بود.
an unmanned aerostat can operate for extended periods without human intervention.
یک بادکنک هوایی بدون سرنشین می تواند برای مدت طولانی بدون دخالت انسان کار کند.
aerostat surveillance
نظارت بر بالن هواکیم
military aerostat
بالن هواکیم نظامی
aerostat deployment
استقرار بالن هواکیم
aerostat technology
فناوری بالن هواکیم
weather aerostat
بالن هواکیم هواشناسی
aerostat observation
مشاهده بالن هواکیم
autonomous aerostat
بالن هواکیم خودکار
aerostat payload
بار بالن هواکیم
the aerostat drifted silently across the sky.
بادکنک هوایی به آرامی و بیصدا در آسمان شناور بود.
they used an aerostat to observe enemy movements.
آنها از یک بادکنک هوایی برای نظارت بر تحرکات دشمن استفاده کردند.
the military employed several aerostats for surveillance.
نظامیان از چندین بادکنک هوایی برای نظارت استفاده کردند.
a large, colorful aerostat soared above the festival.
یک بادکنک هوایی بزرگ و رنگارنگ بر فراز جشنواره به پرواز درآمد.
the aerostat was tethered to the ground by a long cable.
بادکنک هوایی با یک سیم بلند به زمین بسته شده بود.
scientists used an aerostat to collect atmospheric data.
دانشمندان از یک بادکنک هوایی برای جمع آوری داده های جوی استفاده کردند.
the aerostat provided a unique aerial perspective of the city.
بادکنک هوایی چشم انداز هوایی منحصر به فردی از شهر ارائه داد.
they studied the aerostat's movements to understand wind patterns.
آنها حرکات بادکنک هوایی را برای درک الگوهای باد مطالعه کردند.
the aerostat was a fascinating sight against the backdrop of the sunset.
بادکنک هوایی در برابر پس زمینه غروب خورشید، صحنه ای جذاب بود.
an unmanned aerostat can operate for extended periods without human intervention.
یک بادکنک هوایی بدون سرنشین می تواند برای مدت طولانی بدون دخالت انسان کار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید