amasser

[ایالات متحده]/əˈmæsə/
[بریتانیا]/əˈmæsɚ/

ترجمه

n. کسی که جمع می‌کند؛ جمع‌کننده
v. جمع کردن؛ جمع یا گردآوری (مقدار زیادی)

عبارات و ترکیب‌ها

amassers wealth

جمع‌آوری ثروت

amasser money

جمع‌آوری پول

amassers power

جمع‌آوری قدرت

amasser resources

جمع‌آوری منابع

amassers influence

جمع‌آوری تأثیر

جملات نمونه

over the years, the museum managed to amasser a remarkable collection of medieval manuscripts.

در طول سال‌ها، موزه توانست مجموعه‌ای برجسته از نسخه‌های میانه را جمع‌آوری کند.

she worked weekends to amasser enough savings for a down payment on a small apartment.

او در ایام ایتیم به کار می‌رفت تا پس‌انداز کافی برای پرداخت نقد نخست یک آپارتمان کوچک جمع‌آوری کند.

the entrepreneur hoped to amasser capital quickly to expand the startup.

کارآفرین امید داشت که به سرعت سرمایه جمع‌آوری کند تا شرکت نوپا را گسترش دهد.

in times of uncertainty, people sometimes amasser supplies like canned food and bottled water.

در زمان‌های نااطمینانی، مردم گاهی اوقات تدارکاتی مانند غذاهای کنسروی و آب‌های بطری‌شده جمع‌آوری می‌کنند.

the publisher tried to amasser a loyal readership before launching the new series.

ناشر سعی کرد قبل از راه‌اندازی مجموعه جدید، خوانندگان وفادار جمع‌آوری کند.

he would rather amasser experience than chase titles early in his career.

او بهتر می‌خواست تجربه جمع‌آوری کند تا در ابتدای کارش به عنوان‌ها بپردازد.

the charity aims to amasser donations during the holiday season.

این سازمان خیریه هدف دارد تا در فصل تعطیلات، کمک‌های مالی جمع‌آوری کند.

she used a simple routine to amasser points on her travel rewards card.

او از یک روال ساده برای جمع‌آوری امتیازات روی کارت جوایز سفرش استفاده کرد.

the team needs to amasser evidence before presenting the case to the judge.

تیم نیاز دارد تا قبل از ارائه پرونده به قاضی، شواهد جمع‌آوری کند.

during the strike, the union tried to amasser public support through daily briefings.

در زمان احتجاج، اتحادگرایان سعی کردند با گزارش‌های روزانه، حمایت عمومی را جمع‌آوری کنند.

the historian spent decades to amasser archives from scattered private collections.

تاریخ‌گر دهه‌ها را صرف جمع‌آوری پرونده‌ها از مجموعه‌های خصوصی پراکنده کرد.

in the mountains, squirrels amasser nuts to survive the winter.

در کوه‌ها، گرگ‌های کوچک نوک‌های گیاهی را جمع‌آوری می‌کنند تا زمستان را بی‌خطر گذرانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید