ministers

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪstəz/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع وزیر؛ رئیس یک دپارتمان دولتی؛ سفیر یا فرستاده؛ روحانی؛ کشیش

عبارات و ترکیب‌ها

ministers meeting

جلسه وزیران

ministers' council

شورای وزیران

ministers' summit

نشست وزرا

ministers' declaration

بیانیه وزرا

ministers' agreement

توافق وزرا

ministers' statement

اظهارات وزیران

ministers' forum

فروشگاه وزرا

ministers' visit

بازدید وزیران

ministers' role

نقش وزیران

ministers' task

وظیفه وزیران

جملات نمونه

the ministers discussed the new policy changes.

وزرای دولت در مورد تغییرات سیاست‌های جدید بحث کردند.

several ministers attended the international conference.

چندین وزیر در کنفرانس بین‌المللی حضور داشتند.

the ministers will meet next week to review the budget.

وزرای دولت هفته آینده برای بررسی بودجه گرد هم خواهند آمد.

ministers from various countries gathered for the summit.

وزرای دولت از کشورهای مختلف برای اجلاس گرد هم آمدند.

some ministers expressed their concerns about climate change.

برخی از وزیران نگرانی خود را در مورد تغییرات آب و هوایی ابراز کردند.

the ministers agreed on a collaborative approach to education.

وزرای دولت با یک رویکرد مشارکتی در زمینه آموزش موافقت کردند.

ministers are working together to improve public health.

وزرای دولت برای بهبود سلامت عمومی با یکدیگر همکاری می‌کنند.

the prime minister addressed the ministers during the meeting.

نخست‌وزیر در طول جلسه با وزیران صحبت کرد.

ministers are responsible for implementing government policies.

وزرای دولت مسئول اجرای سیاست‌های دولت هستند.

many ministers support the initiative for renewable energy.

بسیاری از وزیران از طرح انرژی‌های تجدیدپذیر حمایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید