ambidextrousness

[ایالات متحده]/ˌæmbɪˈdekstrəsnəs/
[بریتانیا]/ˌæmbɪˈdekstrəsnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن قادر به استفاده از هر دو دست به یک اندازه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

natural ambidextrousness

پریشانی طبیعی دست‌های دوگانه

remarkable ambidextrousness

پریشانی بسیار عجیب دست‌های دوگانه

pure ambidextrousness

پریشانی خالص دست‌های دوگانه

total ambidextrousness

پریشانی کامل دست‌های دوگانه

inherent ambidextrousness

پریشانی ذاتی دست‌های دوگانه

amazing ambidextrousness

پریشانی شگفت‌انگیز دست‌های دوگانه

develop ambidextrousness

توسعه پریشانی دست‌های دوگانه

ambidextrousness training

آموزش پریشانی دست‌های دوگانه

extraordinary ambidextrousness

پریشانی غیرمعمول دست‌های دوگانه

unique ambidextrousness

پریشانی منحصر به فرد دست‌های دوگانه

جملات نمونه

the pianist's remarkable ambidextrousness allowed her to perform complex compositions with effortless fluidity.

آمیزه‌ای بسیار خاص از دست راست و چپ این پیانیست را به اجرای سازه‌های پیچیده با یکپارچگی و آسانی بی‌نظیر می‌رساند.

his natural ambidextrousness gave him a decisive advantage during the intense tennis match.

آمیزه‌ای طبیعی از دست راست و چپ او در بازی تنس شدید به او یک مزیت تصمیم‌گیرنده می‌دهد.

the surgeon's exceptional ambidextrousness proved essential for performing intricate surgical procedures.

آمیزه‌ای بسیار خاص از دست راست و چپ جراح برای انجام عمل‌های جراحی پیچیده ضروری بود.

natural ambidextrousness remains relatively rare among the general population worldwide.

آمیزه‌ای طبیعی از دست راست و چپ در جمع کل جمعیت جهان نسبتاً نادر است.

she dedicated years of practice to develop her ambidextrousness in traditional chinese calligraphy.

او سال‌ها تمرین را به توسعه آمیزه‌ای از دست راست و چپ خود در کالیگرافی چینی سنتی اختصاص داد.

the professional boxer's impressive ambidextrousness made him highly unpredictable to his opponents.

آمیزه‌ای بسیار خاص از دست راست و چپ بازیگر حرفه‌ای باکس به او یک رقیب بسیار غیرقابل پیش‌بینی می‌کند.

neuroscientists continue to study ambidextrousness to better understand brain lateralization and cognitive function.

دانشمندان عصب‌شناسی به مطالعه آمیزه‌ای از دست راست و چپ ادامه می‌دهند تا بهتر درک جانمایی مغز و عملکرد شناختی را داشته باشند.

her unexpected ambidextrousness shocked the audience at the international chess competition.

آمیزه‌ای غیرمنتظره از دست راست و چپ او در رقابت‌های شطرنج بین‌المللی به مخاطبین شوک داد.

the master magician's incredible ambidextrousness left the entire audience completely astounded.

آمیزه‌ای بسیار خاص از دست راست و چپ جادوگر حرفه‌ای تمام مخاطبین را به طور کامل شگفت‌زده کرد.

developing true ambidextrousness requires consistent practice, patience, and dedicated training over time.

توسعه آمیزه‌ای واقعی از دست راست و چپ نیازمند تمرین مداوم، صبر و آموزش متعهد در طول زمان است.

the basketball player's unique ambidextrousness enabled him to score equally well with both hands.

آمیزه‌ای منحصر به فرد از دست راست و چپ بازیگر بسکتبال به او امکان امتیاز گرفتن به یک اندازه با هر دو دست را می‌دهد.

her ambidextrousness in playing musical instruments impressed all the judges at the competition.

آمیزه‌ای از دست راست و چپ او در بازی ابزارهای موسیقی تمام داوران رقابت را به شگفتی می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید