two-handed clapping
پرتاب دو دست
two-handed catch
گرفتن دو دست
two-handed grip
گرفتاری دو دست
two-handed swing
زدن دو دست
two-handed approach
رویکرد دو دست
two-handed pass
پاس دو دست
two-handed style
سبک دو دست
two-handed backhand
پشت دست دو دست
two-handed lift
بالا بردن دو دست
two-handed support
پشتیبانی دو دست
the wrestler used a two-handed powerbomb to take down his opponent.
واکیل با استفاده از یک ضربه قدرتمند دو دستی به حریف خود زد.
she gave him a two-handed high-five after the victory.
پس از پیروزی، او با یک ضربه دو دستی به او زد.
he carried the heavy box with a two-handed grip.
او با گرفتن دو دستی جعبه سنگین را حمل کرد.
the child struggled to open the jar with two-handed effort.
کودک با تلاش دو دستی برای باز کردن جار سختی داشت.
the climber secured himself with a two-handed hold on the rock face.
شناور با گرفتاری دو دستی روی چهره سنگی خود امنیت خود را حاصل کرد.
the pianist played a complex passage with two-handed arpeggios.
پیانیست با استفاده از یک مجموعه دو دستی پیچیده بازی کرد.
he caught the football with a two-handed grab.
او با گرفتاری دو دستی توپ فوتبال را به دست آورد.
she performed a graceful two-handed ballet movement.
او یک حرکت دو دستی زیبای رقص باتلی را انجام داد.
the carpenter used a two-handed saw to cut the wood.
چوبچی از یک چکش دو دستی برای قطع چوب استفاده کرد.
the rower propelled the boat with a powerful two-handed stroke.
نوازندگان با یک ضربه قدرتمند دو دستی قایق را به حرکت درآوردند.
he offered a two-handed apology for his mistake.
او با یک عذرخواهی دو دستی برای اشتباه خود ارائه کرد.
two-handed clapping
پرتاب دو دست
two-handed catch
گرفتن دو دست
two-handed grip
گرفتاری دو دست
two-handed swing
زدن دو دست
two-handed approach
رویکرد دو دست
two-handed pass
پاس دو دست
two-handed style
سبک دو دست
two-handed backhand
پشت دست دو دست
two-handed lift
بالا بردن دو دست
two-handed support
پشتیبانی دو دست
the wrestler used a two-handed powerbomb to take down his opponent.
واکیل با استفاده از یک ضربه قدرتمند دو دستی به حریف خود زد.
she gave him a two-handed high-five after the victory.
پس از پیروزی، او با یک ضربه دو دستی به او زد.
he carried the heavy box with a two-handed grip.
او با گرفتن دو دستی جعبه سنگین را حمل کرد.
the child struggled to open the jar with two-handed effort.
کودک با تلاش دو دستی برای باز کردن جار سختی داشت.
the climber secured himself with a two-handed hold on the rock face.
شناور با گرفتاری دو دستی روی چهره سنگی خود امنیت خود را حاصل کرد.
the pianist played a complex passage with two-handed arpeggios.
پیانیست با استفاده از یک مجموعه دو دستی پیچیده بازی کرد.
he caught the football with a two-handed grab.
او با گرفتاری دو دستی توپ فوتبال را به دست آورد.
she performed a graceful two-handed ballet movement.
او یک حرکت دو دستی زیبای رقص باتلی را انجام داد.
the carpenter used a two-handed saw to cut the wood.
چوبچی از یک چکش دو دستی برای قطع چوب استفاده کرد.
the rower propelled the boat with a powerful two-handed stroke.
نوازندگان با یک ضربه قدرتمند دو دستی قایق را به حرکت درآوردند.
he offered a two-handed apology for his mistake.
او با یک عذرخواهی دو دستی برای اشتباه خود ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید