ambilateral

[ایالات متحده]/ˌæmbɪˈlætərəl/
[بریتانیا]/ˌæmbɪˈlætərəl/

ترجمه

adj. واژه پزشکی که به معنای دوطرفه یا تأثیرگذار بر هر دو طرف بدن است

عبارات و ترکیب‌ها

ambilateral approach

رویکرد دوطرفه

ambilateral agreement

همکاری دوطرفه

ambilateral relations

روابط دوطرفه

ambilateral trade

تجارت دوطرفه

ambilateral talks

گفت‌وگوهای دوطرفه

ambilateral cooperation

همکاری دوطرفه

ambilateral contract

قرارداد دوطرفه

ambilateral discussion

بحث دوطرفه

ambilateral negotiation

تهدید دوطرفه

ambilateral meeting

جمع‌بندی دوطرفه

جملات نمونه

a "sógor" kifejezést egyes nyelvekben ambilateralisnak tekintik.

همکشوری بین دو کشور پس از ماه‌هایی از مذاکرات امضا شد.

ez a grammatikai konstrukció ambilateralis, ami azt jelenti, hogy mindkét irányban azonos módon működik.

دانشمندان به مطالعه تقارن دوطرفه که در برخی از موجودات دریایی یافت می‌شود، پرداخته‌اند.

egyes nyelvészek szerint a kifejezés nem valóban ambilateralis, hanem kontextusfüggő.

کمیته رویکرد دوطرفه‌ای را برای حل اختلاف تجاری پذیرفته است.

az ambilateralis kifevések fogalma fontos a gépi fordításban.

هر دو کشور به تقویت روابط دوطرفه خود از طریق برنامه‌های تبادل فرهنگی پیوسته‌اند.

az ambilateralis terminológia kihívásokat jelent a kétnyelvű szótárak számára.

چارچوب دوطرفه آینده‌کاری‌های از طریق حفاظت از محیط زیست را هدایت خواهد کرد.

a kutatása az angol és magyar ambilateralis összetételekre összpontosít.

گفت و گو‌های دیپلماتیک روی ایجاد یک کمیسیون دوطرفه برای نظارت بر فعالیت‌های مرزی متمرکز بود.

a példa az ambilateralis kapcsolatot mutatja be a két nyelv között.

شرکت یک قرارداد دوطرفه را مذاکره کرد که هر دو شرکت والد را به‌طور مساوی بهره‌مند می‌کند.

az ambilateralis kifejezések gyakran homályos szemantikai határokkal rendelkeznek.

پژوهشگران الگوهای دوطرفه در توسعه جنین را مشاهده کردند.

a professzor elmagyarázta, hogy nem minden kölcsönszó ambilateralis.

استراتژی دوطرفه نیاز به هماهنگی بین هر دو شاخه نظامی دارد.

megvitatták, hogy a kifejezés valóban ambilateralis-e vagy egyirányú.

متخصصان یک ارزیابی دوطرفه قبل از اجرای سیاست جدید را توصیه می‌کنند.

az ambilateralis fordítás gondos figyelmet igényel a kontextusra.

این قرارداد یک مکانیزم دوطرفه را برای حل اختلافات به صورت صلح‌طلبانه ایجاد می‌کند.

az ambilateralis használat jelensége ritka a természetes nyelvben.

پارلمان توافقنامه دوطرفه‌ای برای منابع آب مشترک را تأیید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید