amused

[ایالات متحده]/ə'mju:zd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سرگرم با سرگرمی؛ خوشحال؛ به طور بازیگوشانه خنده‌دار؛ چیزی که شادی را به کسی می‌آورد.
Word Forms
قسمت سوم فعلamused
زمان گذشتهamused

جملات نمونه

it amused him to flirt with her.

اینکه با او شوخی کند او را سرگرم کرد.

We were amused at the joke.

ما شوخی را خنده دار یافتیم.

She amused me by tricks.

او با شعبده ها من را سرگرم کرد.

The patient was amused at the music.

بیمار موسیقی را خنده دار یافت.

amused friends by imitating the teachers.

دوستان را با تقلید از معلمان سرگرم کرد.

She amused herself by reading detective stories.

او با خواندن داستان های کارآگاهی خود را سرگرم کرد.

They amused themselves by playing games.

آنها با بازی کردن خود را سرگرم کردند.

We were amused with the beautiful scenery.

ما با منظره زیبا سرگرم شدیم.

Your latest book amused me no end.

آخرین کتاب شما من را به شدت سرگرم کرد.

She wore on her face an amused look.

او نگاهی سرگرم بر چهره داشت.

I amused myself with a game of solitaire.

من خود را با یک بازی سلو سرگرم کردم.

To say he wasn’t amused must be the understatement of the year.

گفتن اینکه او سرگرم نشد، کمترین چیزی است که می توان گفت.

they amused themselves digging through an old encyclopedia.

آنها با کندن در یک دانشنامه قدیمی خود را سرگرم کردند.

he was by turns amused and mildly annoyed by her.

او گاهی اوقات سرگرم و گاهی اوقات کمی آزرده می شد.

We were all amused at his foolish behaviour.

ما همگی به رفتار احمقانه او خندیدیم.

The children amused themselves by playing hide-and-seek games.

بچه ها با بازی های قایم موشکی خود را سرگرم کردند.

His jokes amused the crying child.

شوخی های او کودک گریه کننده را سرگرم کرد.

His mad mistakes amused all of us.

اشتباهات دیوانه وار او همه ما را سرگرم کرد.

She seemed greatly amused by his jokes.

به نظر می رسید که شوخی های او او را بسیار سرگرم کرده است.

نمونه‌های واقعی

These well-dressed women are here to be amused.

این زنان خوش‌تیپ اینجا هستند تا سرگرم شوند.

منبع: Secrets of Masterpieces

Some of the animals seem mildly amused.

بعضی از حیوانات به طور ملایمی سرگرم به نظر می‌رسند.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

Or I was really amused by the film.

یا من واقعاً از فیلم سرگرم شدم.

منبع: Learn grammar with Lucy.

'What can you talk about? How can you amuse me? '

'در مورد چه چیزی می‌توانید صحبت کنید؟ چطور می‌توانید من را سرگرم کنید؟'

منبع: "Wuthering Heights" simplified version (Level 5)

And at first I had been amused along with the rest.

و در ابتدا من هم مانند بقیه سرگرم شده بودم.

منبع: Flowers for Algernon

The storyteller's jokes amused the children.

نکته‌های داستان‌گو کودکان را سرگرم کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Most people confuse it with the word " amused" , so it does not mean amused.

اکثر مردم آن را با کلمه " سرگرم" اشتباه می‌گیرند، بنابراین به معنای سرگرم نیست.

منبع: Engvid Super Teacher Alex - Course Collection

I am afraid, said the gentleman, that he does not always amuse himself thus.

من می‌ترسم، آقای محترم گفتند، او همیشه این‌گونه سرگرم نمی‌شود.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

But what had amused me then turned septic on the air now.

اما آنچه زمانی مرا سرگرم می‌کرد، اکنون در هوا مسموم شد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

" We got to keep amused, haven't we? "

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید