antithesis

[ایالات متحده]/ænˈtɪθəsɪs/
[بریتانیا]/ænˈtɪθəsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخالف; تضاد; همتای مخالف و متضاد.
Word Forms

جملات نمونه

Hope is the antithesis of despair.

امید ضد نزاع است.

love is the antithesis of selfishness.

عشق ضد خودخواهی است.

The antithesis of death is life.

ضد مرگ، زندگی است.

the antithesis between occult and rational mentalities.

ضدیت بین ذهنیت های عرفانی و عقلانی.

Smallness is the antithesis of largeness.

کوچکی ضد بزرگی است.

The company represented the antithesis of everything he admired.

شرکت، ضدیت همه چیزهایی را که او تحسین می کرد، نشان داد.

My 'prescription' for MICs is evolutionary, diverse and well-connected with each other, the very antithesis of isolationism and cultism.

نسخه من برای MIC ها تکاملی، متنوع و به خوبی با یکدیگر مرتبط است، ضد جدایی طلب و متعصب.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید