apostasy

[ایالات متحده]/ə'pɒstəsɪ/
[بریتانیا]/əˈpɑstəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌وفایی، انحراف، انحراف
Word Forms

جملات نمونه

The punishment for apostasy in some countries is severe.

مجازات ارتداد در برخی کشورها شدید است.

Apostasy is considered a serious offense in many religious communities.

ارتداد در بسیاری از جوامع مذهبی به عنوان یک جرم جدی تلقی می شود.

The act of apostasy can lead to excommunication from the church.

عمل ارتداد می تواند منجر به طرد از کلیسا شود.

She was accused of apostasy after publicly renouncing her faith.

او پس از اعلام علنی سلب ایمان خود به ارتداد متهم شد.

The community shunned him for his apostasy.

جامعه به دلیل ارتداد او از او دوری کرد.

His apostasy caused a rift in his family.

ارتداد او باعث ایجاد اختلاف در خانواده اش شد.

The consequences of apostasy can be far-reaching.

پیامدهای ارتداد می تواند بسیار گسترده باشد.

Apostasy is often a contentious issue within religious circles.

ارتداد اغلب یک موضوع بحث برانگیز در محافل مذهبی است.

The man's apostasy was met with disbelief by his friends.

دوستان با ناباوری به ارتداد مرد واکنش نشان دادند.

She struggled with feelings of guilt after her apostasy.

او پس از ارتدادش با احساس گناه دست و پنجه نرم کرد.

نمونه‌های واقعی

But neither did we touch again on what Raffles professed to have forgotten—my " apostasy, " my " lapse into virtue, " as he had been pleased to call it.

اما دوباره به آنچه رافلز ادعا می‌کرد فراموش کرده است اشاره نکردیم - «کفر من»، «فتنه من»، «سقوط من به فضیلت»، همانطور که او خوشحال بود که آن را بنامد.

منبع: Amateur Thief Rafiz

In the very word is something from which we shrink; it seems to signify nothing less than a national apostasy, a denial of the faith in which we won our glory.

در خود کلمه چیزی وجود دارد که از آن اجتناب می کنیم؛ به نظر می رسد که چیزی کمتر از یک کفر ملی، انکار ایمانی که پیروزی خود را به دست آوردیم، نیست.

منبع: Essays on the Four Seasons

If a woman were among the guests of Northmour, it would show a change in his habits and an apostasy from his pet theories of life, well calculated to fill me with surprise.

اگر زنی در بین مهمانان نورتمور بود، نشان دهنده تغییر در عادات او و کفر از نظریات مورد علاقه او در مورد زندگی بود که به خوبی محاسبه شده بود تا من را با تعجب پر کند.

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید