renunciation

[ایالات متحده]/rɪnʌnsɪ'eɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/rɪ,nʌnsɪ'eʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واگذاری حقوق، اعلام قطع رابطه، رهاسازی
Word Forms

جملات نمونه

renunciation of worldly pleasures

انکار لذت‌های دنیوی

renunciation of material possessions

انکار دارایی‌های مادی

renunciation of evil deeds

انکار اعمال شیطانی

renunciation of selfish desires

انکار امیال خودخواهانه

نمونه‌های واقعی

And that is the renunciation of war.

و این است اعلام صرف نظر کردن از جنگ.

منبع: BBC Listening Collection August 2014

But during the great masculine renunciation, men began to adopt this much more streamlined, sober style of clothing.

اما در دوران بزرگ مردانه و صرف نظر کردن، مردان شروع به پذیرش این سبک لباس بسیار ساده و باوقار کردند.

منبع: Reel Knowledge Scroll

A temporary renunciation is just that: January teetotallers and vegans will mostly be tipplers and carnivores again by February.

یک صرف نظر کردن موقت فقط همین است: افراد خودداری‌کننده از نوشیدنی و گیاه‌خواران در ژانویه بیشتر در ماه فوریه دوباره به نوشیدنی‌کننده و گوشت‌خوار باز خواهند گشت.

منبع: The Economist (Summary)

Many countries announced the renunciation of that invading country.

بسیاری از کشورها اعلام صرف نظر از آن کشور مهاجم کردند.

منبع: Pan Pan

Had there been nothing more in his renunciation than that?

آیا در اعلام صرف نظر او چیزی بیشتر از آن وجود داشته است؟

منبع: The Picture of Dorian Gray

From a moral point of view, I cannot say that I think much of your great renunciation.

از نظر اخلاقی، نمی‌توانم بگویم که فکر می‌کنم صرف نظر کردن بزرگ شما خیلی مهم است.

منبع: The Picture of Dorian Gray

What renunciations of luxury for herself; the only luxury being its spotless cleanliness.

چه صرف نظر کردن‌هایی از تجملات برای خودش؛ تنها تجملاتی که نداشتن لک و پستی بود.

منبع: Lily of the Valley (Part 1)

For a moment love had lifted him to sublime heights of honor and renunciation.

برای لحظه‌ای عشق او را به اوج‌های بلند و شرافتمندانه افتخار و صرف نظر رساند.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

The abiding perception of the position of Stephen's parents had, of course, a little to do with Elfride's renunciation.

درک پایدار از موقعیت والدین استیون البته تا حدودی با صرف نظر کردن الفرید ارتباط داشت.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

Baby Warren felt that she had made a gesture of renunciation in joining the Divers here.

بیبی وارن احساس کرد که با پیوستن به غواصان اینجا، ژستی از صرف نظر کردن نشان داده است.

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید