apostates

[ایالات متحده]/əˈpɒstəts/
[بریتانیا]/əˈpɑːstəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که باورهای مذهبی یا سیاسی اصلی خود را رها کرده‌اند.

جملات نمونه

many consider apostates to be traitors to their faith.

بسیاری از افراد مرتدان را خائن به باورهای خود می‌دانند.

apostates often face social ostracism from their communities.

مرتدان اغلب با طرد اجتماعی از سوی جوامع خود روبرو هستند.

the group has strict rules against apostates.

این گروه قوانین سختگیرانه‌ای علیه مرتدان دارد.

some apostates write about their experiences to help others.

برخی از مرتدان در مورد تجربیات خود می‌نویسند تا به دیگران کمک کنند.

apostates may struggle with their identity after leaving.

مرتدان ممکن است پس از ترک، با هویت خود دست و پنجه نرم کنند.

in some cultures, apostates are shunned by their families.

در برخی فرهنگ‌ها، مرتدان توسط خانواده‌هایشان مورد طرد قرار می‌گیرند.

the church held a meeting to discuss the issue of apostates.

کلیسای یک جلسه برای بحث در مورد مسئله مرتدی برگزار کرد.

many apostates find solace in new belief systems.

بسیاری از مرتدان در سیستم‌های باور جدید آرامش می‌یابند.

apostates often share their stories online.

مرتدان اغلب داستان‌های خود را به صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارند.

some religions view apostates as lost souls.

برخی از ادیان مرتدان را به عنوان ارواح گم شده می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید