fighting heretics
مقابله با متکلمین
heretics condemned
متکلمین محکوم
heretics exposed
افشای متکلمین
heretics punished
مجازات متکلمین
heretics persecuted
آزار و اذیّت متکلمین
heretics silenced
سکوت متکلمین
heretics denounced
تبلیغ علیه متکلمین
heretics judged
قضاوت درباره متکلمین
heretics rejected
رد متکلمین
heretics converted
تبدیل متکلمین
many consider those who challenge the status quo to be heretics.
بسیاری کسانی را که وضعیت موجود را به چالش میکشند، بدعتگذارد میدانند.
the church labeled them as heretics for their unconventional beliefs.
کلیسا به دلیل باورهای غیرمتعارف آنها آنها را بدعتگذار معرفی کرد.
throughout history, heretics have faced persecution for their ideas.
در طول تاریخ، بدعتگذاران به دلیل ایدههایشان با آزار و اذیت مواجه شدهاند.
some philosophers were branded as heretics by their contemporaries.
برخی از فیلسوفان توسط همزمانان خود به عنوان بدعتگذار معرفی شدند.
heretics often sparked debates that challenged societal norms.
بدعتگذاران اغلب مناظرههایی را برانگیختند که هنجارهای اجتماعی را به چالش میکشیدند.
the inquisition was notorious for hunting down heretics.
محاکمه مذهبی به خاطر شکار بدعتگذاران مشهور بود.
in some cultures, heretics were celebrated as visionaries.
در برخی از فرهنگها، بدعتگذاران به عنوان آیندهنگران مورد ستایش قرار میگرفتند.
heretics often had to live in secrecy to avoid punishment.
بدعتگذاران اغلب برای جلوگیری از مجازات مجبور به زندگی مخفیانه بودند.
literature has often portrayed heretics as misunderstood geniuses.
ادبیات اغلب بدعتگذاران را به عنوان نابغههایی که درک نمیشوند، به تصویر کشیده است.
heretics challenge the beliefs that many hold dear.
بدعتگذاران باورهایی را به چالش میکشند که بسیاری آنها را گرامی میدارند.
fighting heretics
مقابله با متکلمین
heretics condemned
متکلمین محکوم
heretics exposed
افشای متکلمین
heretics punished
مجازات متکلمین
heretics persecuted
آزار و اذیّت متکلمین
heretics silenced
سکوت متکلمین
heretics denounced
تبلیغ علیه متکلمین
heretics judged
قضاوت درباره متکلمین
heretics rejected
رد متکلمین
heretics converted
تبدیل متکلمین
many consider those who challenge the status quo to be heretics.
بسیاری کسانی را که وضعیت موجود را به چالش میکشند، بدعتگذارد میدانند.
the church labeled them as heretics for their unconventional beliefs.
کلیسا به دلیل باورهای غیرمتعارف آنها آنها را بدعتگذار معرفی کرد.
throughout history, heretics have faced persecution for their ideas.
در طول تاریخ، بدعتگذاران به دلیل ایدههایشان با آزار و اذیت مواجه شدهاند.
some philosophers were branded as heretics by their contemporaries.
برخی از فیلسوفان توسط همزمانان خود به عنوان بدعتگذار معرفی شدند.
heretics often sparked debates that challenged societal norms.
بدعتگذاران اغلب مناظرههایی را برانگیختند که هنجارهای اجتماعی را به چالش میکشیدند.
the inquisition was notorious for hunting down heretics.
محاکمه مذهبی به خاطر شکار بدعتگذاران مشهور بود.
in some cultures, heretics were celebrated as visionaries.
در برخی از فرهنگها، بدعتگذاران به عنوان آیندهنگران مورد ستایش قرار میگرفتند.
heretics often had to live in secrecy to avoid punishment.
بدعتگذاران اغلب برای جلوگیری از مجازات مجبور به زندگی مخفیانه بودند.
literature has often portrayed heretics as misunderstood geniuses.
ادبیات اغلب بدعتگذاران را به عنوان نابغههایی که درک نمیشوند، به تصویر کشیده است.
heretics challenge the beliefs that many hold dear.
بدعتگذاران باورهایی را به چالش میکشند که بسیاری آنها را گرامی میدارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید