appellee

[ایالات متحده]/əˈpɛliː/
[بریتانیا]/əˈpɛli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرفی که علیه آن درخواست تجدید نظر ارائه شده است.; متهم در یک پرونده حقوقی که توسط خواهان شکایت شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

appellee's appeal

استینشوی متنی

the appellee argued

متنی استدلال کرد

appellee's response

پاسخ متنی

appellee court

دادگاه متنی

motion for appellee

درخواست برای متنی

appellee's brief

خلاصه متنی

appellee's claim

ادعای متنی

appellant vs. appellee

استینشار در مقابل متنی

جملات نمونه

the appellee presented compelling evidence in court.

خوانده ادله قانع‌کننده ای را در دادگاه ارائه داد.

the judge ruled in favor of the appellee.

قاضی به نفع خوانده رای داد.

the appellee's argument was well-structured and persuasive.

استدلال خوانده ساختار یافته و متقاعد کننده بود.

the appellee filed a response to the appellant's claims.

خوانده به ادعای تجنبی پاسخ داد.

the appellee's legal team prepared thoroughly for the hearing.

تیم حقوقی خوانده به طور کامل برای جلسه آماده شده بود.

the appellee maintained their innocence throughout the trial.

خوانده در طول محاکمه بیگناهی خود را حفظ کرد.

the appellee argued that the evidence was misinterpreted.

خوانده استدلال کرد که شواهد به درستی تفسیر نشده است.

the appellee's testimony was crucial to the case.

شهادت خوانده برای این پرونده بسیار مهم بود.

the appellee sought damages for the wrongful termination.

خوانده برای خاتمه غیرقانونی خسارت طلبید.

the appellee's appeal was based on procedural errors.

کفایتی خوانده بر اساس اشتباهات رویه ای بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید