applauded

[ایالات متحده]/əˈplɔːdɪd/
[بریتانیا]/əˈplɔːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دست زدن به عنوان نشانه‌ای از تأیید یا تشکر؛ به شدت ستایش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

applauded enthusiastically

تشویق با شور و شوق

applauded her performance

از اجرای او قدردانی کرد

جملات نمونه

the audience applauded the performance enthusiastically.

تماشاگران با شور و اشتیاق از اجرای نمایش تشویق کردند.

she was applauded for her excellent leadership skills.

او به خاطر مهارت‌های رهبری عالی‌اش تشویق شد.

the teacher applauded the students' hard work.

معلم از تلاش زیاد دانش‌آموزان تشویق کرد.

he applauded the decision to improve community services.

او تصمیم به بهبود خدمات اجتماعی را تشویق کرد.

the critics applauded the new film for its originality.

منتقدان فیلم جدید را به خاطر اصالتش تشویق کردند.

the charity event was applauded for its success.

مراسم خیریه به خاطر موفقیتش مورد تشویق قرار گرفت.

many applauded his bravery in speaking out.

بسیاری از شجاعتش در صحبت کردن او تشویق کردند.

the project's completion was widely applauded.

اتمام پروژه به طور گسترده مورد تشویق قرار گرفت.

she was applauded as the best employee of the month.

او به عنوان بهترین کارمند ماه مورد تشویق قرار گرفت.

the new policy was applauded for its fairness.

سیاست جدید به خاطر منصفانه‌اش مورد تشویق قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید