celebrate

[ایالات متحده]/ˈselɪbreɪt/
[بریتانیا]/ˈselɪbreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. جشن گرفتن (یک روز یا رویداد خاص) با جشن‌ها؛ vt. ستایش کردن، تحسین کردن، تمجید کردن.
Word Forms
زمان گذشتهcelebrated
شکل سوم شخص مفردcelebrates
قسمت سوم فعلcelebrated
صفت یا فعل حال استمراریcelebrating
جمعcelebrates

عبارات و ترکیب‌ها

celebrate with

جشن گرفتن با

celebrate christmas

جشن گرفتن کریسمس

جملات نمونه

They had a big jubilee to celebrate the victory.

آنها یک جشن بزرگ برای بزرگداشت پیروزی برگزار کردند.

he celebrated holy communion.

او مراسم مقدس ارتباط را جشن گرفت.

a celebrated patron of the arts.

یک حامی هنر مشهور.

a garden built to celebrate Napoleon's many triumphs.

باغی که برای بزرگداشت پیروزی های متعدد ناپلئون ساخته شده است.

a celebrated clarinet virtuoso.

یک نوازنده کلارینت مشهور.

a celebrated passage from Shakespeare.

یک قطعه مشهور از نمایشنامه ای از شکسپیر.

He is a celebrated novelist.

او یک رمان نویس مشهور است.

a sonnet that celebrates love.

یک سونتی که عشق را جشن می گیرد.

People come from everywhere to celebrate the victory.

افراد از همه جا برای جشن گرفتن پیروزی می آیند.

They celebrate their wedding anniversary annually.

آنها سالگرد ازدواج خود را به صورت سالانه جشن می گیرند.

staff celebrated the twenty-fifth birthday of the paper.

کارکنان ۲۵ سالگی روزنامه را جشن گرفتند.

she celebrated with a glass of schnapps.

او با یک لیوان اسناپس جشن گرفت.

They were singing and dancing to celebrate this joyful occasion.

آنها در حال خواندن و رقصیدن بودند تا این مناسبت شاد را جشن بگیرند.

He celebrated his birthday with a banquet.

او تولد خود را با یک ضیافت جشن گرفت.

Let’s celebrate and damn the expense!

بیایید جشن بگیریم و به هزینه ها اعتنا نکنیم!

We celebrated the New Year with a dance party.

ما سال نو را با یک مهمانی رقص جشن گرفتیم.

نمونه‌های واقعی

We shouldn't be worrying, we should be celebrating...

نباید نگران باشیم، باید جشن بگیریم...

منبع: "Growing Pains" Selected Collection

You can celebrate or bemoan these accomplishments.

شما می توانید این دستاوردها را جشن بگیرید یا به آنها تاسف بخورید.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

How is the Chinese Lantern Festival celebrated?

جشنواره فانوس چینی چگونه جشن گرفته می شود؟

منبع: 2024 New Year Special Edition

They celebrated their adulthood at the school playground.

آنها به مناسبت رسیدن به سن قانونی خود در زمین بازی مدرسه جشن گرفتند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Celebrating romance, celebrating birthdays, anniversaries, guys proposing.

جشن گرفتن عشق، جشن گرفتن تولدها، سالگردها، پیشنهاد پسرهای خواستگاری.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

And we were embarrassed that we were celebrating.

و ما خجالت کشیدیم که جشن می گرفتیم.

منبع: The Secrets of the Titanic

I expect you're all celebrating, aren't you?

حدس می زنم شما همه در حال جشن گرفتن هستید، اینطور نیست؟

منبع: BEC Preliminary Listening Test Questions (Volume 3)

Remember, success is meant to be celebrated and shared.

به یاد داشته باشید، موفقیت برای جشن گرفتن و به اشتراک گذاشتن است.

منبع: English multiple choice exercise.

A lively approach to celebrate an age old icon.

یک رویکرد پر جنب و جوش برای جشن گرفتن یک نماد باستانی.

منبع: CNN Listening Collection April 2014

His love celebrates her victories and soothes her wounds.

عشق او پیروزی های او را جشن می گیرد و زخم های او را التیام می بخشد.

منبع: Love resides in my heart.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید