apportions

[ایالات متحده]/əˈpɔːrʃənz/
[بریتانیا]/əˈpɔːrʃən̩z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به صورت سهم یا قسمت تقسیم یا تخصیص دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

apportions blame

تقسیم تقصیر

apportions resources

تقسیم منابع

apportions funds

تقسیم بودجه

apportions responsibilities

تقسیم مسئولیت‌ها

جملات نمونه

the teacher apportions tasks evenly among the students.

معلم وظایف را به طور مساوی بین دانش آموزان تقسیم می‌کند.

she apportions her time carefully to balance work and leisure.

او زمان خود را با دقت تقسیم می‌کند تا بین کار و تفریح تعادل برقرار کند.

the manager apportions resources based on project needs.

مدیر منابع را بر اساس نیازهای پروژه تقسیم می‌کند.

he apportions his earnings to savings and expenses.

او درآمد خود را بین پس‌انداز و هزینه‌ها تقسیم می‌کند.

the chef apportions ingredients for each dish carefully.

آشپز مواد لازم برای هر غذا را با دقت تقسیم می‌کند.

the committee apportions funds for community projects.

کمیته بودجه را برای پروژه‌های جامعه تقسیم می‌کند.

she apportions her attention to different tasks throughout the day.

او توجه خود را در طول روز به وظایف مختلف تقسیم می‌کند.

the accountant apportions expenses across various categories.

حسابدار هزینه‌ها را در دسته‌های مختلف تقسیم می‌کند.

he apportions his investments to minimize risk.

او سرمایه‌گذاری‌های خود را برای به حداقل رساندن ریسک تقسیم می‌کند.

the teacher apportions time for each subject in the curriculum.

معلم زمان را برای هر موضوع در برنامه درسی تقسیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید