arbiters

[ایالات متحده]/ˈɑːrbɪtərz/
[بریتانیا]/ˈɑːrˌbɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قضات یا مقامات که در یک اختلاف یا رقابت تصمیم می‌گیرند.

عبارات و ترکیب‌ها

arbiters of taste

داوران سلیقه

ultimate arbiters

داوران نهایی

self-proclaimed arbiters

داوران خودخوانده

arbiters of justice

داوران عدالت

unbiased arbiters

داوران بی‌طرف

respected arbiters

داوران محترم

جملات نمونه

the arbiters of justice must remain impartial.

داوران عدالت باید بی‌طرف باقی بمانند.

in disputes, the arbiters play a crucial role.

در اختلافات، داوران نقش مهمی ایفا می‌کنند.

the arbiters decided in favor of the plaintiff.

داوران به نفع خواهان رأی دادند.

many disputes are settled by professional arbiters.

بسیاری از اختلافات توسط داوران حرفه‌ای حل و فصل می‌شوند.

arbiters are essential in international negotiations.

داوران در مذاکرات بین‌المللی ضروری هستند.

the arbiters' ruling was met with mixed reactions.

رای داوران با واکنش‌های متضاد روبرو شد.

arbiters help to maintain fairness in competitions.

داوران به حفظ انصاف در مسابقات کمک می‌کنند.

effective arbiters can ease tensions between parties.

داوران مؤثر می‌توانند تنش‌ها را بین طرفین کاهش دهند.

arbiters often require specialized training.

داوران اغلب به آموزش‌های تخصصی نیاز دارند.

the arbiters' decision is final and binding.

تصمیم داوران نهایی و قطعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید