complains loudly
شکایت میکند با صدای بلند
complains often
اغراق میکند
complains about
شکایت میکند در مورد
complains constantly
به طور مداوم شکایت میکند
complains frequently
اغلب اوقات شکایت میکند
complains excessively
به طور بیش از حد شکایت میکند
complains quietly
به آرامی شکایت میکند
complains bitterly
با تلخی شکایت میکند
complains openly
به طور آشکارا شکایت میکند
complains regularly
به طور منظم شکایت میکند
she complains about the noise in the city.
او در مورد سر و صدای شهر شکایت میکند.
he often complains to his manager about the workload.
او اغلب در مورد حجم کاری با مدیر خود شکایت میکند.
the customer complains when the service is slow.
مشتری وقتی سرویس کند است شکایت میکند.
my neighbor complains that i play music too loud.
همسایه من شکایت میکند که من خیلی بلند موسیقی پخش میکنم.
she complains that her computer is too slow.
او شکایت میکند که کامپیوترش خیلی کند است.
he complains about the lack of parking spaces.
او در مورد کمبود جای پارک شکایت میکند.
they complain when the weather is too hot.
آنها وقتی هوا خیلی گرم است شکایت میکنند.
many students complain about the difficulty of the exam.
بسیاری از دانش آموزان در مورد سختی امتحان شکایت میکنند.
she always complains about her long commute.
او همیشه در مورد رفت و آمد طولانی خود شکایت میکند.
he complains that he doesn't get enough support.
او شکایت میکند که حمایت کافی دریافت نمیکند.
complains loudly
شکایت میکند با صدای بلند
complains often
اغراق میکند
complains about
شکایت میکند در مورد
complains constantly
به طور مداوم شکایت میکند
complains frequently
اغلب اوقات شکایت میکند
complains excessively
به طور بیش از حد شکایت میکند
complains quietly
به آرامی شکایت میکند
complains bitterly
با تلخی شکایت میکند
complains openly
به طور آشکارا شکایت میکند
complains regularly
به طور منظم شکایت میکند
she complains about the noise in the city.
او در مورد سر و صدای شهر شکایت میکند.
he often complains to his manager about the workload.
او اغلب در مورد حجم کاری با مدیر خود شکایت میکند.
the customer complains when the service is slow.
مشتری وقتی سرویس کند است شکایت میکند.
my neighbor complains that i play music too loud.
همسایه من شکایت میکند که من خیلی بلند موسیقی پخش میکنم.
she complains that her computer is too slow.
او شکایت میکند که کامپیوترش خیلی کند است.
he complains about the lack of parking spaces.
او در مورد کمبود جای پارک شکایت میکند.
they complain when the weather is too hot.
آنها وقتی هوا خیلی گرم است شکایت میکنند.
many students complain about the difficulty of the exam.
بسیاری از دانش آموزان در مورد سختی امتحان شکایت میکنند.
she always complains about her long commute.
او همیشه در مورد رفت و آمد طولانی خود شکایت میکند.
he complains that he doesn't get enough support.
او شکایت میکند که حمایت کافی دریافت نمیکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید