complains

[ایالات متحده]/kəmˈpleɪnz/
[بریتانیا]/kəmˈpleɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابراز نارضایتی یا ناراحتی درباره چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

complains loudly

شکایت می‌کند با صدای بلند

complains often

اغراق می‌کند

complains about

شکایت می‌کند در مورد

complains constantly

به طور مداوم شکایت می‌کند

complains frequently

اغلب اوقات شکایت می‌کند

complains excessively

به طور بیش از حد شکایت می‌کند

complains quietly

به آرامی شکایت می‌کند

complains bitterly

با تلخی شکایت می‌کند

complains openly

به طور آشکارا شکایت می‌کند

complains regularly

به طور منظم شکایت می‌کند

جملات نمونه

she complains about the noise in the city.

او در مورد سر و صدای شهر شکایت می‌کند.

he often complains to his manager about the workload.

او اغلب در مورد حجم کاری با مدیر خود شکایت می‌کند.

the customer complains when the service is slow.

مشتری وقتی سرویس کند است شکایت می‌کند.

my neighbor complains that i play music too loud.

همسایه من شکایت می‌کند که من خیلی بلند موسیقی پخش می‌کنم.

she complains that her computer is too slow.

او شکایت می‌کند که کامپیوترش خیلی کند است.

he complains about the lack of parking spaces.

او در مورد کمبود جای پارک شکایت می‌کند.

they complain when the weather is too hot.

آنها وقتی هوا خیلی گرم است شکایت می‌کنند.

many students complain about the difficulty of the exam.

بسیاری از دانش آموزان در مورد سختی امتحان شکایت می‌کنند.

she always complains about her long commute.

او همیشه در مورد رفت و آمد طولانی خود شکایت می‌کند.

he complains that he doesn't get enough support.

او شکایت می‌کند که حمایت کافی دریافت نمی‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید