storming

[ایالات متحده]/[ˈstɔːmɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈstɔːrmɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of storm) به طور ناگهانی و شدید حمله کردن؛ با انرژی یا اشتیاق فراوان پیش رفتن.
adj. پر از انرژی و اشتیاق.
n. دوره‌ای از فعالیت یا هیجان شدید.

عبارات و ترکیب‌ها

storming ahead

پیشروی کردن

storming the castle

به قلعه هجوم بردن

storming out

بیرون رفتن با خشم

storming in

وارد شدن با خشم

storming debate

بحث داغ

storming success

موفقیت چشمگیر

storming progress

پیشرفت سریع

storming off

عصبانی رفتن

storming back

بازگشت با خشم

storming through

عبور با سرعت

جملات نمونه

the team is storming the castle in the video game.

تیم در حال به دست گرفتن قلعه در بازی ویدیویی است.

protesters were storming the government building.

تظاهرکنندگان در حال به دست گرفتن ساختمان دولتی بودند.

he's storming ahead with his new business venture.

او با سرمایه‌گذاری جدید تجاری خود با سرعت پیش می‌رود.

the audience was storming the stage after the concert.

پس از کنسرت، مخاطبان به سمت صحنه هجوم بردند.

the company is storming the market with its innovative product.

شرکت با محصول نوآورانه خود وارد بازار شده است.

we were storming the beach, eager to swim.

ما با اشتیاق به سمت ساحل هجوم بردیم تا شنا کنیم.

the cavalry was storming the enemy position.

سپاه سواره نظام در حال به دست گرفتن موقعیت دشمن بود.

she's storming the charts with her new single.

او با تک آهنگ جدیدش در صدر جدول‌ها قرار گرفته است.

the pirates were storming the ship in search of treasure.

دزدان دریایی در جستجوی گنج به سمت کشتی هجوم بردند.

the children were storming the playground with energy.

کودکان با انرژی به سمت زمین بازی هجوم بردند.

he's storming the polls, hoping to win the election.

او با این امید که در انتخابات پیروز شود، در حال به دست گرفتن آرا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید