assumes

[ایالات متحده]/əˈsjuːmz/
[بریتانیا]/əˈzjumz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. می‌گیرد (قدرت) ; فرض می‌کند ; ارائه می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

assumes responsibility

بر عهده گرفتن مسئولیت

assumes the lead

رهبری کردن

assumes a stance

ایجاد موضع

assumes ignorance

فرض کردن نادانی

assumes the worst

بدترین را فرض کردن

assumes control

تصدی کنترل

assumes a role

بر عهده گرفتن نقش

assumes the best

بهترین را فرض کردن

assumes it's true

فرض کردن اینکه درست است

جملات نمونه

she assumes that everyone will agree with her decision.

او فرض می‌کند که همه با تصمیم او موافق خواهند بود.

the teacher assumes that the students have done their homework.

معلم فرض می‌کند که دانش‌آموزان تکالیف خود را انجام داده‌اند.

he assumes responsibility for the project's success.

او مسئولیت موفقیت پروژه را بر عهده می‌گیرد.

the manager assumes that the new strategy will increase sales.

مدیر فرض می‌کند که استراتژی جدید باعث افزایش فروش خواهد شد.

she often assumes the worst in difficult situations.

او در شرایط دشوار، بدترین حالت را فرض می‌کند.

he assumes that his colleagues will support his ideas.

او فرض می‌کند که همکارانش از ایده‌های او حمایت خواهند کرد.

the scientist assumes that the results will be consistent across experiments.

دانشمند فرض می‌کند که نتایج در طول آزمایش‌ها یکسان خواهند بود.

the report assumes that the economy will improve next year.

گزارش فرض می‌کند که اقتصاد سال آینده بهبود خواهد یافت.

she assumes that he is telling the truth.

او فرض می‌کند که او حقیقت را می‌گوید.

the analyst assumes that market trends will continue.

تحلیلگر فرض می‌کند که روند بازار ادامه خواهد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید