poise

[ایالات متحده]/pɔɪz/
[بریتانیا]/pɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحمل؛ تعادل
vt. به تعادل آوردن
vi. متعادل بودن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpoising
قسمت سوم فعلpoised
زمان گذشتهpoised
جمعpoises
شکل سوم شخص مفردpoises

عبارات و ترکیب‌ها

elegance and poise

شیک و متانت

جملات نمونه

poise the troop for the battle

برای نبرد، نیروها را در حالت آماده‌باش قرار دهید

poise yourself on your toes

خودتان را روی پنجه پا در حالت تعادل قرار دهید

poise one's head forward

سر خود را به جلو در حالت تعادل قرار دهید

the poise and bearing of a champion.

ظرافت و رفتاری شایسته یک قهرمان.

The economy is poised for take-off.

اقتصاد برای بلند شدن آماده است.

poise and good deportment can be cultivated.

ظرافت و رفتار خوب قابل پرورش هستند.

be poised on the brink of disaster

در آستانه فاجعه قرار بگیرید

Such poise is singular in one so young.

چنین تعادل در فردی با این سن و سال بسیار نادر است.

stood poised for the jump.

در حالت آماده‌باش برای پرش ایستاده بود.

poised between life and death

در میان زندگی و مرگ در حالت تعادل

poised on the edge of a chair

در لبه یک صندلی در حالت تعادل

She was poised to challenge for the party leadership.

او برای به چالش کشیدن رهبری حزب آماده بود.

She stood poised for a moment.

او برای لحظه‌ای در حالت تعادل ایستاد.

poise is directly concerned with good deportment.

وقار به طور مستقیم با رفتار خوب مرتبط است.

the company is poised to reap the benefits of this investment.

شرکت آماده است تا از مزایای این سرمایه‌گذاری بهره‌مند شود.

The bee hung poised above the flower.

زنبور معلق بالای گل بود.

The two countries were poised on the brink of war.

دو کشور در آستانه جنگ قرار داشتند.

نمونه‌های واقعی

Humankind is not poised teetering on the edge of extinction.

بشر در آستانه انقراض نیست.

منبع: The Economist (Summary)

He must keep great poise, like an egret.

او باید مانند یک چرخ‌بالا، تعادل زیادی حفظ کند.

منبع: Human Planet

Professor Umbridge blinked but recovered her poise almost instantly.

پروفسور अंबریج پلک زد اما تقریباً بلافاصله تعادل خود را به دست آورد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Well, Rhymer is poised for a breakout on the same scale.

خب، رایمر برای یک موفقیت بزرگ در همان مقیاس آماده است.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

Well, how do you gain poise? By being prepared.

خب، چگونه تعادل به دست می آورید؟ با آمادگی.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

And then like, the poise was just there.

و سپس، مثل این که، تعادل آنجا بود.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

Her poised finger jabs the keyboard.

انگشت متعادل او صفحه کلید را لمس می کند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But now it's poised for an unprecedented handover of power.

اما اکنون برای تحویل قدرت بی‌سابقه آماده است.

منبع: NPR News Summary December 2016

Israel's ground troops were poised to enter Gaza.

نیروهای زمینی اسرائیل برای ورود به غزه آماده بودند.

منبع: The Economist (Summary)

Yellin was poise and firm in response to questions.

یَلین با تعادل و قاطعیت به سوالات پاسخ داد.

منبع: NPR News November 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید