athletes

[ایالات متحده]/ˈæθliːts/
[بریتانیا]/ˈæθlɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ورزشکار؛ افرادی که در ورزش‌ها یا مسابقات شرکت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

world-class athletes

ورزشکاران درجه یک جهان

elite athletes

ورزشکاران برتر

amateur athletes

ورزشکاران آماتور

professional athletes

ورزشکاران حرفه‌ای

young athletes

ورزشکاران جوان

retired athletes

ورزشکاران بازنشسته

injured athletes

ورزشکاران آسیب‌دیده

disabled athletes

ورزشکاران معلول

female athletes

ورزشکاران زن

male athletes

ورزشکاران مرد

جملات نمونه

athletes train hard to achieve their goals.

ورزشکاران برای دستیابی به اهداف خود سخت تمرین می‌کنند.

many athletes compete in international events.

بسیاری از ورزشکاران در رویدادهای بین‌المللی شرکت می‌کنند.

some athletes prefer to follow a strict diet.

برخی از ورزشکاران ترجیح می‌دهند یک رژیم غذایی سختگیرانه را دنبال کنند.

athletes often face intense pressure during competitions.

ورزشکاران اغلب در طول مسابقات با فشار زیادی روبرو می‌شوند.

coaches help athletes improve their performance.

مربیان به ورزشکاران کمک می‌کنند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.

injuries can hinder athletes' progress.

آسیب‌ها می‌توانند پیشرفت ورزشکاران را مختل کنند.

many athletes have sponsors to support their careers.

بسیاری از ورزشکاران حامیانی برای حمایت از حرفه خود دارند.

athletes need to maintain a balanced lifestyle.

ورزشکاران باید یک سبک زندگی متعادل را حفظ کنند.

some athletes retire early due to injuries.

برخی از ورزشکاران به دلیل آسیب‌دیدگی زودتر بازنشسته می‌شوند.

athletes often inspire young people to be active.

ورزشکاران اغلب جوانان را به فعالیت تشویق می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید