auctioneers

[ایالات متحده]/ɔːkʃəˈnɪərz/
[بریتانیا]/awkˈʃənɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که حراج‌ها را برگزار می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

auctioneers' hammer

چکش حراجی

skilled auctioneers

حراجی‌های ماهر

auctioneer's gavel

داین حراجی

renowned auctioneers

حراجی‌های مشهور

auctioneer's chant

اجرای حراجی

experienced auctioneers

حراجی‌های با تجربه

auctioneers' platform

پلتفرم حراجی‌ها

leading auctioneers

حراجی‌های پیشرو

international auctioneers

حراجی‌های بین‌المللی

جملات نمونه

auctioneers play a crucial role in the bidding process.

حراج‌نویسان نقش مهمی در فرآیند پیشنهاد قیمت ایفا می‌کنند.

many auctioneers specialize in fine art and antiques.

بسیاری از حراج‌نویسان در هنر زیبا و عتیقه‌جات تخصص دارند.

experienced auctioneers can assess the value of items quickly.

حراج‌نویسان با تجربه می‌توانند به سرعت ارزش اقلام را ارزیابی کنند.

online auctioneers have changed the way we bid.

حراج‌نویسان آنلاین روش پیشنهاد قیمت ما را تغییر داده‌اند.

auctioneers often conduct sales in a lively manner.

حراج‌نویسان اغلب فروش را به روشی پر جنب و جوش انجام می‌دهند.

many auctioneers have extensive networks in the art world.

بسیاری از حراج‌نویسان شبکه‌های گسترده‌ای در دنیای هنر دارند.

professional auctioneers are trained to handle large crowds.

حراج‌نویسان حرفه‌ای برای مدیریت جمعیت زیاد آموزش دیده‌اند.

auctioneers must be skilled negotiators.

حراج‌نویسان باید مذاکره‌کنندگان ماهر باشند.

the auctioneers announced the start of the bidding.

حراج‌نویسان شروع پیشنهاد قیمت را اعلام کردند.

many auctioneers provide appraisals before the auction.

بسیاری از حراج‌نویسان قبل از حراج ارزیابی ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید