awoke

[ایالات متحده]/əˈwoʊk/
[بریتانیا]/əˈwoʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته بیدار شدن; گذشته نقلی بیدار شدن

عبارات و ترکیب‌ها

awoke his anger

بیدار کردن خشم او

جملات نمونه

i awoke to the sound of birds singing outside my window.

من با صدای آواز پرندگان بیرون از پنجره ام از خواب بیدار شدم.

she awoke feeling refreshed after a long night's sleep.

او بعد از یک شب طولانی با احساس تازگی از خواب بیدار شد.

he awoke in the middle of the night with a strange noise.

او در نیمه شب با صدای عجیبی از خواب بیدار شد.

they awoke early to catch the sunrise at the beach.

آنها برای تماشای طلوع خورشید در ساحل زود از خواب بیدار شدند.

we awoke to find snow covering the ground.

ما از خواب بیدار شدیم و دیدیم که برف همه جا را پوشانده است.

after the storm, i awoke to a peaceful silence.

بعد از طوفان، من با سکوت دلپذیر از خواب بیدار شدم.

she awoke from her dream feeling inspired.

او از رویای خود با احساس الهام از خواب بیدار شد.

he awoke with a sense of purpose for the day ahead.

او با احساس هدف برای روز آینده از خواب بیدار شد.

they awoke in their cozy cabin in the woods.

آنها در کلبه دنج خود در جنگل از خواب بیدار شدند.

i awoke to the smell of fresh coffee brewing.

من با بوی قهوه تازه دم از خواب بیدار شدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید