emerge

[ایالات متحده]/iˈmɜːdʒ/
[بریتانیا]/iˈmɜːrdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ظاهر شدن; روشن شدن; فاش کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلemerged
زمان گذشتهemerged
صفت یا فعل حال استمراریemerging
شکل سوم شخص مفردemerges

عبارات و ترکیب‌ها

emerge from

بیرون آمدن از

emerge as

ظاهر شدن به عنوان

emerge victorious

به پیروزی رسیدن

easily emerge

به راحتی بیرون آمدن

finally emerge

در نهایت بیرون آمدن

emerge in endlessly

به طور مداوم بیرون آمدن

جملات نمونه

emerge out of the void

ظهور از پوچی

He emerged with a macho swagger.

او با اعتماد به نفس مردانه ظاهر شد.

she emerged with a swirl of skirts.

او با چرخشی از دامن‌ها ظاهر شد.

The man emerges from water.

مرد از آب بیرون می‌آید.

A dog emerges into the street.

یک سگ وارد خیابان می‌شود.

The truth emerged at the inquest.

حقیقت در بازجویی آشکار شد.

It emerged as the most intractable issue of our era.

این به عنوان چالش برانگیزترین مشکل دوران ما ظاهر شد.

The butterfly emerged from the pupa.

پروانه از شفیره بیرون آمد.

He emerged as the potential saviour of the club.

او به عنوان ناجی احتمالی باشگاه ظاهر شد.

The baby’s head was starting to emerge from the womb.

سر نوزاد شروع به بیرون آمدن از رحم کرد.

a picture that emerges from fragmentary information.

تصویری که از اطلاعات تکه تکه به دست می‌آید.

a star that emerged from behind a cloud;

ستاره‌ای که از پشت ابر بیرون آمد;

black ravens emerged from the fog.

کلاغ‌های سیاه از مه بیرون آمدند.

the economy has started to emerge from recession.

اقتصاد شروع به خروج از رکود کرده است.

she emerged leading a bay horse.

او با یک اسب خلیجی ظاهر شد.

bulrushes emerge tall and proud from the middle of the pond.

لیلک‌ها با قامتی بلند و مغرور از وسط برکه بیرون می‌آیند.

nationalism has re-emerged in western Europe.

ناسیونالیسم دوباره در اروپای غربی ظهور کرده است.

the yacht will emerge from the yard with her original rig.

قایق تفریحی با سازه اصلی خود از اسکله خارج خواهد شد.

The ship emerged from behind the fog.

کشتی از پشت مه بیرون آمد.

نمونه‌های واقعی

They shrank into the shadows and watched as it emerged into a patch of moonlight.

آنها به درون سایه‌ها خزیدند و تماشا کردند که آن از میان یک لکه نور ماه بیرون می‌آید.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

So these details, again, are just emerging.

بنابراین، این جزئیات، دوباره، تازه در حال ظهور هستند.

منبع: NPR News April 2017 Collection

Two years later, a quite different picture emerged.

دو سال بعد، تصویری کاملاً متفاوت ظاهر شد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

Two groups of neurons emerge from that region.

دو گروه از نورون‌ها از آن ناحیه بیرون می‌آیند.

منبع: Osmosis - Endocrine

And in addition to that, there are emerging formats.

علاوه بر این، فرمت‌های نوظهور وجود دارد.

منبع: Listening Digest

There are historical and political reasons as to why collaborations emerge, says Wagner.

دلایل تاریخی و سیاسی وجود دارد که چرا همکاری‌ها شکل می‌گیرند، می‌گوید واگنر.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Lawless enclaves have also emerged in Cambodia and Laos.

مناطقی که قانون در آن حاکم نیست نیز در کامبوج و لائوس ظهور کرده‌اند.

منبع: Selected English short passages

This comes as new tensions have emerged with Russia.

این در حالی است که تنش‌های جدید با روسیه ظهور کرده است.

منبع: NPR News May 2021 Compilation

Harry fought to keep his face straight as he emerged.

هری برای اینکه چهره‌اش را صاف نگه دارد، در حالی که بیرون می‌آمد، جنگید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets Selected Edition

I personally like this trend as more futuristic cities will emerge.

من شخصاً این روند را دوست دارم زیرا شهرهای آینده‌نگرتر ظاهر خواهند شد.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید